دزد واقعی؟؟؟؟؟(با تشکر از خانم جمشیدی)


در يک دزدیِ بانک در، گانک ژو چين ، دزد فرياد کشيد:

 همه شما که در بانک هستید ، حرکتی احمقانه نکنيد، زیرا پول مال دولت است ولی  زندگی به شما تعلق دارد !!

 

همه در بانک به آرامی روی زمين دراز کشيدند.

 اين «شيوه تغيير تفکر» نام دارد، تغيير شيوه معمولی فکر کردن.

هنگاميکه دزدان بانک به خانه رسيدند، جوانی که (مدرک ليسانس مدیریت بازرگانی داشت) به دزد پيرتر(که تنها شش کلاس سواد داشت) گفت « برادر بزرگتر، بيا تا بشماريم چقدر بدست آورده ايم»

دزد پيرتر با تعجب گفت؛ «تو چقدر احمق هستی، شمردن اينهمه پول  زمان بسيار زيادی خواهد برد. امشب تلويزيون ها در خبرها خواهند گفت ما چقدر از بانک دزديده ايم»

 

اين را میگويند: «تجربه» اينروز ها، تجربه مهمتر از علم و یا

  ورق کاغذ هایی است که به رخ کشيده میشود.!

 

پس از آنکه دزدان بانک را ترک کردند،مدير بانک به رييس خودش گفت، فوری به پليس خبر بدهيد. اما رييس اش پاسخ داد:

 «تامل کن! بگذار ما خودمان هم 10 ميليون از بانک برای خودمان برداريم و به آن 70 ميليون ميليون که از بانک ناپديد کرده بوديم بيافزاييم»

اينرا میگويند «با موج شنا کردن» پرده پوشی و آمارسازی به وضعيت غيرقابل باوری به نفع خودت.!  

 

رييس کل می گويد: «بسيار خوب خواهد بود که هرماه در بانک دزدی بشود»

اينرا میگويند «کشتن کسالت» شادی و هیجانِ شخصی از انجام وظيفه مهمتر می شود.

روز بعد، تلويزيون اعلام ميکند 100 ميليون یوآن از بانک دزديده شده است.

 دزد ها پولها را شمردند و دوباره شمردند اما نتوانستند 20 ميليون بيشتر بدست آورند.

 دزدان بسيار عصبانی و شاکی بودند: «ما زندگی و جان خودرا گذاشتيم و تنها 20 ميليون گيرمان آمد. اما روسای بانک 80 ميليون را در يک بشکن بدست آوردند. انگار بهتر است انسان درس خوانده و صاحب منصب باشد تا اينکه دزد بشود.»

 

اينرا میگويند؛ «دانش به اندازه طلا ارزش دارد»

رييس بانک با خوشحالی میخنديد زيرا او نه تنها ضرر خودش در سهام را بلکه سود سالیان کارش را یکجا در اين دزدی بانک  پوشش داده بود.

اينرا میگويند؛ «موقعيت شناسی» جسارت را به خطر ترجيح دادن.

حال شما بفرمایید در اينجا کداميک دزد راستين هستند

 

با تشکر از خانم جمشیدی
__._,

عشق یعنی با خدا تنها شدن


فرمان حضرت علی علیه السلام به مالک


 


ای مالک... بدترين وزراى تو وزيرى است كه پيش از تو وزير اشرار بوده، و در گناهانشان شركت داشته، چنين كسى نبايد از محرمان تو باشد، كه اينان ياران اهل گناه، و برادران اهل ستم اند، البته درحالى كه قدرت دارى جانشينى بهتر ازآنان بيابى كه دركشوردارى مانند آنان داراى رأى و كاردانى است، و بار سنگين گناهان آنان هم بر او نيست، از كسانى كه اهل ستم را درستمكارى و گناهكاران را در گناهشان يارى نكرده است. هزينه اينان بر تو سبكتر، و همكاريشان بهتر، و نسبت به تو در طريق عطوفت مايل تر، و الفتشان با بيگانه كمتر است. اينان را از خاصان خود در خلوتها و مجالس خويش قرار ده. و نيز بايد از وزرايت برگزيده ترينشان نزد تو وزيرى باشد كه سخن تلخ حق را به تو بيشتر بگويد، و نسبت به آنچه كه خداوند براى اوليائش خوش ندارد كمتر تو را يارى دهد، گرچه اين برنامه بر عليه ميل تو به هر جا كه خواهد برسد. به اهل پاكدامنى و صدق بپيوند، و آنان را آنچنان تعليم ده كه تو را زياد تعريف نكنند، و بيهوده به كارى كه انجام نداده اى تو را شاد ننمايند، كه تمجيدِ فراوان ايجاد كبر و نخوت كند، و به گردنكشى نزديك نمايد...

از مقتضیات جامعه آخرالزمانی: مردم شهری که همه در آن میلنگند به کسی که راست راه می رود میخندند......

خودتان قضاوت کنید هیچ لازم نیست بر زبان بیاورید ولی خدا وکیلی وجدان خودتان را شرمنده نسازید

مردم شهری که همه در آن میلنگند به کسی که راست راه می رود میخندند.......!

همانهایی که اوایل انقلاب مردم را به خاطر یک تار مو به مسلخ می بردند الان در دوره بردشان خیلیها را به خاطر رعایت حجابشان به مسلخ می برند

در اوایل انهایی که شعار مرگ بر آمریکا آنها را بر مسند می نشاند الان با ضدیت با کسانی که شعار مرگ بر آمریکا می دهند به منافعشان می رسند

آنهایی که در سالهای 1362 تا 1382 هر چه گنج و رنج پیدا و پنهان و بیت الله و بیت المال و  بیت الناس را بین فرزندانشان تقسیم و راهی این ور و آنور آب  کردند الان به خالی بودن خزانه اعتراض دارند چون دیگر چیزی برای بردن و کندن یافت نمی شود   و ندای و ا بیت المال سر می دهند

آنهایی که دم از شرافت می زدند در حالیکه سرتاسر شر بودند و آفت و شرافتشان را زیر تیغ شرشان قربانی می کنند

و آنهایی که تعداد اندکی که نشان از یار دیار دارند و جسارت گفتن حرف حق ؛ را مورد تخریب و تمسخر قرار می دهند

خدایا اینها دیگر چه کسانی هستند صد رحمت به پینیکیو که اگر دروغ می گفت دماغش دراز میشد ولی هم دروغ می گویند و هم دروغ عمل می کنند هم دماغشان دراز نمیشود

 

 

چوپان درغگو از نام ننگت،

سر افکنده نباش،

این روز ها خیلی از ما با دیدن آدم ها و گوسفندان

فریاد می زنیم،

گرگ......

گرگ.....

گرگ.....

چه کنیم دختری بی حجاب تربیت نشود؟


قسمتی کوتاه از نامه امیرالمومنین(علیه السلام) به امام حسن مجتبی(علیه السلام) در نهج البلاغه:

پسرم هنگامى كه ديدم ساليانى از من گذشت، و توانايى رو به كاستى رفت، به نوشتن وصيّت براى تو شتاب كردم، و ارزش‏هاى اخلاقى را براى تو بر شمردم. پيش از آن كه أجل فرا رسد،و رازهاى درونم را به تو منتقل نكرده باشم، و در نظرم كاهشى پديد آيد چنانكه در جسمم پديد آمد، و پيش از آن كه خواهشها و دگرگونى‏هاى دنيا به تو هجوم آورند، و پذيرش و اطاعت مشكل گردد، زيرا قلب نوجوان چونان زمين كاشته نشده، آماده پذيرش هر بذرى است كه در آن پاشيده شود. پس در تربيت تو شتاب كردم، پيش از آن كه دل تو سخت شود، و عقل تو به چيز ديگرى مشغول گردد، تا به استقبال كارهايى بروى كه صاحبان تجربه، زحمت آزمون آن را كشيده‏اند، و تو را از تلاش و يافتن بى‏نياز ساخته‏اند، و آنچه از تجربيّات آنها نصيب ما شد، به تو هم رسيده، و برخى از تجربيّاتى كه بر ما پنهان مانده بود براى شما روشن گردد.(نامه ۳۱)

یا امیرالمومنین(ع)؛ ما در این کار شتاب نکردیم و نوجوانان و کودکانمان در حالی بزرگ می شوند که قلبشان را رها کرده ایم که دشمن در کاشتن بذر کثیف اخلاقیات خویش و ارائه کردن نوع تربیت خودش بر ما پیشی بگیرد. دل آنها را سخت کند و عقلشان را مشغول چیز دیگری سازد...

امروزه که جوانان و نوجوانان، مخصوصاً دخترکان ایرانی آماج امواج طوفانی سبک اخلاق غیر اسلامی قرار گرفته اند و یکی یکی شکار کفتار های حقه باز شیطان صفت می شوند، انگار توجه ما فقط معطوف به این شده است که چگونه بی حجاب ها را از سطح جامعه جمع کنیم و از این فکر دست شسته ایم که "چه کنیم بی حجاب تربیت نشود؟"

امیر خوبی ها- همو که در شب شهادتش، همین بی حجاب ها در تضادی عجیب و غریب، قرآن بر سر می گیرند و خدا را به چهارده معصوم قسم می دهند- در نامه 31 نهج البلاغه یکی از بهترین راه کار های تربیتی کودک و نوجوان را به همه نسل ها ارائه کرده است و جالب اینکه غربی های شیطان صفت که البته خودشان ابزار دست یهود هستند، به این قسمت از نامه بهترین پایبندی را داشته اند...

دشمن اسلام، در تمامی زمینه هایی که برای تربیت کودکان و نوجوانان ما با سبک زندگی غربی و حیوانی می توانسته، کار کرده است. از ارائه محصول، مانند عروسک باربی و لوازم التحریر و ...، تا ارائه الگو در کارتون های جذاب، که همه آنها در نوع خود تخریب های زیادی را روی کودکان و نوجوانان دارد. حتی برنامه های شبکه های ماهواره ای با روانشناسی دقیق و موثر، که نهایت آن غیرت زدایی و حیا زدایی از نسل در حال رشد ما هست.

اما کار ما را ببینید...

در کودستان ها که آوازه آن مدت هاست در رسانه ها منعکس شده است، آموزش موسیقی و رقص و اختلاط داده می شود، تلویزیون نیز امکان ندارد برنامه ای بدون موزیک و رقاصی به کودکان ارائه کند. به مقاطع تحصیلی هم که می رسند، دریغ از یک سیر مطالعه درسی موثر و منسجم برای آموزش مبانی اسلامی مانند تقویت حیا و غیرت در کودکان و نوجوانان...

برنامه های فرهنگی و تربیتی با مبنای اسلامی نیز به صورت قانون نهادینه نشده است و گاهی، شاید مدرسه ای با ذوق شخصی معلم یا مدیر این کار ها را انجام دهند (مانند هدیه به خوش حجاب ها و ... ).

اما با همه این ها، تیر خلاص حیا و عفت و پاکدامنی در دوره دانشگاه به قلب جوانان ما اصابت می کند. دختر و پسر را در کنار هم به کلاس می فرستیم و انتظار داریم همین دختر و همین پسر در جامعه خودش را کنترل کند...!!!

همه مسیرها را اشتباه می آییم و وقتی همه مسیر به سمت انحراف باشد، کار قدرتمند قوه قهریه یا نیروی انتظامی نه تنها موثر نیست بلکه خود این حرکت می شود دفع حداکثری و جدا کردن دل ها از نظام اسلامی...

به برخی از حواشی برخورد نیروی انتظامی با بی حجاب ها که نگاه کنید این را دقیقاً متوجه می شوید. به عنوان مثال زنی که پسر 10-12 ساله اش همراهش است و پلیس با او بر خورد می کند !!! آیا می توان انتظار داشت این پسر که مادرش را بسیار دوست می دارد، در آینده یک جوان مسلمان و معتقد باشد؟ یا اینکه از هر کسی که منتصب به نظام اسلامی باشد، متنفر می شود؟!!!

به کار نیروی انتظامی خورده نمی گیریم، چون برخی از بی حجاب ها کار را به هنجار شکنی و قانون شکنی رسانده اند و چاره ای جز برخورد با آنها نیست، اما یک سوال دارم که جوابش را از همه مسئولین فرهنگی و غیر فرهنگی می خواهم:

وقتی دشمن سال ها برای از راه به در بردن بچه های ما کار ممتد و با برنامه می کند، چرا ما با داشته هایی مانند (ائمه اطهار، ماه های انسان ساز محرم و رمضان، عید ها و آیین های اسلامی و گزینه های زیاد انسانی و تربیتی) و با استفاده از این موقعیت ها، بچه هایمان را زودتر و قبل از اینکه دلشان سخت شود و عقل شان معطوف چیز دیگری شود، تربیتشان نکنیم؟؟؟ چرا برنامه ریزی تربیت نسل مومن و متعهد را از دوران کودکستان و ابتدایی شروع نکنیم؟

یک دختر جوان حق دارد وقتی به علت بی حجابی جلویش را می گیرید، بگوید: وقتی بچه ای آماده تربیت بودم، کجا بودید؟

کودکان و نوجوانان را خودمان تربیت کنیم وگرنه دشمن سال هاست برایشان برنامه ریزی کرده است...

وقتی که گرگ در لباس میش در می آید

تکرار مشکوک تیترهای بی‌بی‌سی و بعضی ناگفته‌های دیگر

به دفعات مشاهده شده است که روزنامه‌های اصلاح‌طلب، گاف‌های وحشتناکی داده‌اند. مواردی از قبیل تکرار تیتر رسانه‌های بیگانه، اعمال سانسور شدید خبری در موراد دلخواه، استفاده از کاریکاتورهای موهن(6) و بسیاری از موارد دیگر، مسایلی است که واقعیت فعالیت رسانه‌های پرشمار اصلاح‌طلب را شامل می‌شود.

البته غرزدن‌های مکرر علیه فعالیت‌های رسانه ملی با رویکردی تخریب‌گونه و نه انتقاد سازنده، همواره از دغدغه‌های قلم‌به‌دستان روزنامه‌های اصلاح‌طلب بوده است تا جایی که چشم آنها بر حقایق متعدد بسته شده است. حقایقی همچون حضور پرتعداد بازیگران حامی اصلاحات در برنامه‌ها و سریال‌های تلویزیونی بی‌آنکه فعالیت سیاسی آنها برایشان مشکلی درست کند و یا حضور یک مجری ورزشی در یک برنامه پرطرفدار فوتبالی که حتی از آنتن تلویزیون برای تبلیغات اصلاح‌طلبان و ارسال پیام به همفکران این جماعت بهره می‌برد.

اخلاق اسلامی، گمشده مدعی‌ها

به نظر می‌رسد همکاران اصلاح‌طلب در نشریه‌های زنجیره‌ای اصلاح‌طلبان، تا زمانی که گمشده خویش را نیابند، هرگز نمی‌توانند به آرامش و ثبات دست پیدا کنند. آرامشی که ضامن نقد دلسوزانه و رعایت ادب در عرصه مطبوعات است.

بی‌شک گمشده این عزیزان، همانا اخلاق اسلامی است که البته دست‌کم در حرف و سخن، خود مدعی پر و پاقرص آن هستند!

عيد قربان؛ روز ذبح نفس با تيغ تقوا

          امشب خدا بگشوده در های سما را 
          پیوسته میخواند به خود اهل دعا را

                                     گر پهن کردی ساعتی سجاده ات را      

      یاد آر یاران را خصوصا یاد ما را


عيد قربان كه پس از وقوف در عرفات (مرحله شناخت) و مشعر (محل آگاهي و شعور) و منا (سرزمين آرزوها، رسيدن به عشق) فرا مى رسد، عيد رهايى از تعلقات است. رهايى از هر آنچه غيرخدايى است. در اين روز حج گزار، اسماعيل وجودش را، يعنى هر آنچه بدان دلبستگى دنيوى پيدا كرده قربانى مى كند تا سبكبال شود.

صداي پاي عيد مي آيد. عيد قربان عيد پاك ترين عيدها است عيد سر سپردگي و بندگي است. عيد بر آمدن انساني نو از خاكسترهاي خويشتن خويش است. عيد قربان عيد نزديك شدن دل هايي است كه به قرب الهي رسيده اند. عيد قربان عيد برآمدن روزي نو و انساني نو است.

... و اكنون در منايي، ابراهيمي، و اسماعيلت را به قربانگاه آورده اي. اسماعيل تو كيست؟ چيست؟ مقامت؟ آبرويت؟ موقعيتت، شغلت؟ پولت؟ خانه ات؟ املاكت؟ ... ؟

ادامه نوشته

هیشه یک گام عقبتر

گاهی فکر میکنم خداوند عجب شاهکاری کرده است در خلق این اعجوبه چهار دست و پا به نام انسان

آخر یک موجودی که اول و آخرش به این ذلیلی هست چقدر باید مقام پرست باشد ،خدا حفظت کند از اول به دنیا آمدنت به خاطر خانواده متمولت در ناز و نعمت بودی خدا توفیقت داد رئیس شدی همواره از همه رئیسها جلوتر بودی اگر پست و مقام برای زندگی کردن هست پس کی میخواهی زندگی کنی؟

از اول خلقت هم همین بوده و هست  به ابراهیم علیه السلام گفتند تو را قبول می کنیم اما بت شکستنت را قبول نمی کنیم به موسی گفتنند تو را قبول اما پیامبر بودنت را قبول نمی کنیم

به پیامبر رحمت گفتند تو را قبول می کنیم اما علی را قبول نمیکنیم  به امام خمینی گفتند که تو را قبول می کنیم اما وصیتت را قبول نمی کنیم

اگر مجبور شویم وصیتت را قبول کنیم اما خواندنش را قبول نمی کنیم

بعدا گفتند امام خمینی را قبول اما خامنه ایش را قبول نمیکنیم 

باز هم گفتند خامنه ای را قبول ولی ولایتش را قبول نمیکنیم دو باره رای بر تجدید نظر دادند ولایت را قبول ولی مطلقه اش را قبول نمی کنیم

و تازگی ها برای موجه جلوه دادن مخالفت ها و زمینه سازی در فتنه های بعد می گویند مرگ بر آمریکا قبول ولی مرگ بر ضد ولایت فقیه را قبول نمی کنیم

آیت الله بهجت چه زیبا فرمودند خداوند به ما توفیق دهد تا به سوی حضرتش تیر پرتاب نکنیم

آیا بهتر نیست به جای این همه فعالیت و تلاش برای همیشه یک گام عقب ماندن یک گام به جلو برداریم تا      خدا ی نا کرده به خاطر ان یک گام عقب مانده شاید برای همیشه دستمان از همه توفیقی که خداوند داده است محروم نگردد و برای همیشه پشت در نمانیم


توفیق

امشب چشمهایم  بارانی شد و من بر این باور نزدیکتر شدم که در عالم دین و معنا بعضی کارها و بعضی از تصمیم ها با حساب و کتاب مادی جور در نمی آید و و برای تحقق آن شرط دیگری وارد چرخه تصمیم گیری و تصمیم سازی می شود به نام توفیق، و من نگاهی می اندازم به سالهای نه چندان دور که پیر مردان و پیر زنان ما بهترین تکیه کلام و دعا و بدرقه راهشان این جمله بود که خداوند توفیق دهد  و برای تدقیق در این شرط تصمیم گیری  کنجکاو می شوم که توفیق چیست؟ درفرهنگ فارسی معین این معانی را می بینم(تُ) [ ع . ] (مص م .) 1 - موافق گردانیدن . 2 - مدد کردن . 3 - دست یافتن .در لغت نامه دهخدا  اینگونه نوشته است توفیق . [ ت َ ] (ع مص ) (از: وف ق ) سازوار گردانیدن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). سازگار گردانیدن . (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). موافق گردان ... خیلی چنگ به دلم نمی زنند احساس می کنم بازی با کلمات است و تفال می زنم به کتاب خدا و سخنان عارفان و کم کم آنچه که دلم را ارام می گیرد در سخنان آیت الله بهجت رحمه الله علیه می یابم آیت‌الله بهجت می‌گویند: انسان خیال می‌کند که در انجام اعمال خیر، فاعل حقیقی خودش است و اوست که می‌تواند هر کاری را انجام دهد در حالی که نمی‌داند چقدر عمر خواهد کرد و آیا می‌تواند تا انتها آن را انجام دهد یا نه؟!

شخصی از بهجت عارفان و سالکان می‌پرسد: “امروز عده زیادی از مردم مشتاق آمدن امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف هستند، پس چرا حضرت ظهور نمی‌کنند؟”

این عارف بزرگوار در پاسخ می‌فرمایند: “امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف هم اگر بیاید با او همان معامله را می‌کنیم که با آباء طاهرینش کردیم! آیا می‌شود امام زمان چهارصد میلیون یاور داشته باشد و ظهور نکند؟! خدا توفیق دهد به سوی امام عجل الله تعالی فرجه شریف تیر پرتاب نکنیم!” (کتاب پرسش‌های شما و پاسخ‌های آیةالله بهجت، جلد اول

قرآن یکی از اسباب جلب توفیق الهی را تلاش و کوشش در راه هدف می داند و می فرماید: مجاهدان راه خدا و شهیدان از توفیق الهی برخوردارند و کارشان در نزد خداوند اصلاح می شود.

فَأَمَّا مَن أَعْطَى وَاتَّقَى* وَصَدَّقَ بِالْحُسْنَى *فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْیُسْرَى (سوره اللیل آیات 5.6.7)

امّا آنكه [حقّ خدا را] داد و پروا داشت، و [پاداش‏] نیكوتر را تصدیق كرد، بزودى راهِ آسانى پیش پاى او خواهیم گذاشت.

توفیق یکی از درخواست های مۆمنان است. از این روست که از زبان همگان توفیق برای خود و دیگری بسیار شنیده می شود. هنگامی که به کار نیکی اقدام کنند و یا عمل خوبی را به سرانجام رسانند ، در پاسخ سپاس بر این نکته تاکید می شود که خداوند توفیق این کار خیر را به من داده است.

  امشب یکی از مصادیق بارز توفیق شامل حال یکی از اقوام شد هر کس که می شنید متعجب می شد اما توفیق کار خودش را کرده بود  اگر عازم این سفر نمی شد ندبا همه مشکلاتی که داشتند هیچ مساله ای نبود ولی با آنهمه مشکلات مادی و دوندگی های شب و روز و کارهای کارگری برای این و آن یک اس ام اس توفیق را در خانه اش آورده بود تا با کمک سادگی و پاک دلی خانمش همه کارها ردیف شود تا با تنها پول جمع شده برای خرید ماشین کهنه و دست چندم که جور نشد عازم زیارت امام و مقتدایشان به کربلا شوند و این جمله در ذهنم  مجسم شد که  امام حسین علیه السلام با قافله دل در حال حرکت بودند ثانیه هایی به خواب رفتند  وقتی بیدار شدند  پرسیدند که اینجا کجاست گفتند ای پسر پیامبر خدا اینجا را کربلا گویند و دستور داد قافله از حرکت بایستد و فرمودند  پیاده شوید که اینجا کربلاست و کرب و بلا یعنی سختی و بلا ، تشنگی و گرسنگی و اینجا میعادگاه عاشقان است و من الان فهمیدم کرب و بلا یعنی چه و زیارت کربلا جز به توفیق از خدا با هیچ تصمیم شخصی و مال و منال میسر نمی شود

هر که شد محرم دل در حرم یار بماند.......وآنکه این کار ندانست در انکار بماند

خدا توفیقتان دهد - آمین یا رب العالمین

سالروز شهادت امام باقر علیه السلام تسلیت باد

دلم پر مى ‏زند امشب براى حضرت باقر
که گویم شرحى از وصف و ثناى حضرت باقر
ندیده دیده ى گیتى به علم و دانش و تقوا
کسى را برتر و اعلم به جاى حضرت باقر




شیعان ما کسانی هستند که در راه ولایت ما به یکدیگر بذل و بخشش می کنند و در راه دوستی ما به یکدیگر محبت دارند و برای زنده کردن فرمان ما، به دیدار هم می روند.

امام محمد باقر (ع)

منبع: اصول کافی - ج2

تقدیم به ساحت مقدس امام عصر عج الله تعالی و فرجه الشرف

باران که می بارد تو می آیی     باران گل، باران نیلوفر

باران مهر و ماه و آئینه      باران شعر و شبنم و شبدر

باران که می بارد تو در راهی     از دشت شب تا باغ بیداری

از عطر عشق و آشتی لبریز        با ابر و آب و آسمان جاری

غم می گریزد، غصه می سوزد  شب می گدازد، سایه می میرد

تا عطرِ آهنگ تو می رقصد    تا شعر باران تو می گیرد

از لحظه های تشنه ی بیدار    تا روزهای بی تو بارانی

غم می کشد ما را و می بینی   دل می کشد ما را تو می دانی

l

شعر زیبا........بارانی


 ۩۞۩  سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرشباهنگ Shabahang's Pictures ۩۞۩

 
بزن باران بهاری کن فضا را

بزن باران و تر کن قصه ها را

بزن باران که از عهد اساطیر

کسی خواب زمین را کرده تعبیر

بشارت داده این آغاز راه است

نباریدن دلیل یک گناه است

بزن باران به سقف دل که خون است

کمی آنسوتر از مرز جنون است

بزن باران که گویی در کویرم

به زنجیر سکوت خود اسیرم

بزن باران سکوتم را به هم زن

و فردا را به کام ما رقم زن

بزن باران به شعرم تا نمیرد

در آغوش طبیعت جان بگیرد

بزن باران،بزن بر پیکر شب

بر ایمانی که می سوزد در این تب

به روی شانه های خسته ی درد

به فصل واژه های تلخ این مرد

بزن باران یقین دارم صبوری

و شاید قاصدی از فصل نوری

بزن باران،بزن عاشق ترم کن

مرا تا بی نهایت باورم کن
 

ادامه نوشته

بسم الله الحمن الرحیم

این وبلاگ ساعت 19 بیستمین روز از مهر ماه 1392 برای تبادل اطلاعات و بهره گیری از نظرات و مطالب عزیزان ایجاد شدتا ضمن انتشار مطالب ادبی - سیاسی و اجتماعی از نظرات بازدید کنندگان محترم نیز بهره مند گردم آرزوی من بهروزی و سعادت همه شما می باشد