صداي پاي عيد مي‌آيد و دل مومن، بر سر دو راهي آمدن عيد رمضان و رفتن ماه رمضان بلاتكليف است؛ از آمدن اين عيد، دل‌شاد باشد يا از رفتن آن ماه،‌ محزون؟
عيد فطر، پاك‌ترين و عيدترين عيدهاست؛ چرا كه پاداش يك ماه عبادت و شست‌وشوي جان در نهر پاك رمضان است.
عيد فطر، عيد پايان يافتن رمضان نيست، عيد برآمدن انساني نو از خاكسترهاي خويشتن خويش است، چونان ققنوس كه از خاكستر خويش دوباره متولد مي‌شود.
رمضان، كوره‌اي است كه هستي انسان را مي‌سوزاند و آدمي نو با جاني تازه از آن سر برمي‌آورد. فطر، شادي و دست‌افشاني بر رفتن رمضان نيست، بر آمدن روز نو، روزي نو و انساني نو است. قرار بود كه رمضان، با سحرها و افطارهايش، با شب‌هاي قدر و مناجات‌هايش از ما آدمي ديگر بسازد. اگر درعيد فطر درنيابيم كه از نو متولد شده‌ايم، اگر تازگي را در روح خود احساس نكنيم، عيد فطر، عيد ما نيست. از اين‌روست كه در دعاي قنوت نماز عيد فطر مي‌خوانيم: «اسئلك بحق هذا اليوم الذي جعلته للمسلمين عيدا و لمحمد صلّي الله عليه و اله ذخراً و مزيداً؛ از تو مي‌خواهم به حق اين روز كه آن را براي مسلمانان عيد قرار دادي و براي محمد و آل او ذخيره و فزوني ساختي!»