نكته دوم:

تاثير نماز بر بيماري افسردگي:

حضرت علي (علیه السلام) :

“ خداوند هر گاه خيري بر بنده اش بخواهد

به او كم خوابي و كم خوري و كم حرفي را تلقين مي كند .”

در شماره گذشته از تاثير نماز بر بهداشت خواب به نكته اي اشاره كرديم . حال در ادامه همان موضوع بايد گفت كه دانش پزشكي ظرف چند دهه اخير موفق به اكتشاف مهمي پيرامون خواب شده است و آن كشف بخشي مهم در طول خواب انسان به نام خواب REM بوده است .( 2)

پس از آنكه حدود 45 دقيقه از به خواب رفتن انسان گذشت ، مرحله REM آغاز مي شود و به مدت كوتاهي حدود 10 تا 15 دقيقه ادامه مي يابد .

در طول مرحله REM از خواب ، به طرز اسرار آميزي تمام عضلات اسكلتي بدن از كار مي افتد و شخص كاملا بي حركت مي شود و نوار مغزي شخص به جاي حالت خواب ، حالت بيداري كامل را نشان مي دهد . بطوريكه در اين حالت مغز از فعاليت بالايي برخوردار است .

در طي REM درجه حرارت بدن و ضربان قلب به طور غير منتظره بالا مي رود و حركات سريعي در چشمان فرد ديده مي شود كه وجه تسميه اين مرحله نيز مي باشد ( مرحله حركات سريع چشم RAPID EYE MOVEMENT) و چنانچه شخص را در اين حالت بيدار كنيم به احتمال بسيار قوي ابراز مي كند كه در حال خواب ديدن بوده است .

مرحله REM پس از 10 تا 15 دقيقه متوقف مي شود و پس از آن در طول خواب و به طور دوره اي و بطور منظم تكرار مي شود . با اين وجود كل دوران R EM در طول يك خواب 8 ساعتي در اشخاص طبيعي 90 دقيقه خواهد بود و قسمت اعظم آن در ساعات نزديك به صبح به وقوع مي پيوندد.

امروزه دانش پزشكي به اثبات رسانده است كه در بيماري افسردگي يكي از تظاهرات مهم ، افزايش يافتن طول خواب REM نسبت به ميزان طبيعي است . بطوريكه شخص افسرده به ميزاني بيش از ساير اشخاص خواب مي بيند . يعني زمان بيشتري را در مرحله REM بسر مي برد .

از اين جهت يك مبناي مهم در توليد داروهاي ضد افسردگي ايجاد داروهايي است كه كاهش دهنده مرحله REM خواب باشند .( از جمله داروهاي ضد افسردگي 3 حلقه اي )

علاوه بر اين يك روش درماني جديد براي بيماران افسرده ، بيدار نگه داشتن آنها ، براي كاهش ميزان REM مي باشد . زمان نماز صبح كه در سوره مباركه “ اسراء ” با عنوان “ ان قران الفجر كان مشهودا ” از آن نام برده شده است و مورد تاكيد فراوان مي باشد . بگونه اي قرار گرفته است كه سبب كاهش دادن قابل ملاحظه ميزان خواب REM در اشخاص مي شوود . همانطور كه خوانديد قسمت اعظم خواب REM در حوالي صبح بوقوع مي پييوندد و چنانچه شخص خود را ملزم به بيداري صبحگاهي كند در حقيقت جلوي ورود خود به مرحله قابل توجهي از خواب REM را گرفته است .

از اين جهت بيداري صبحگاهي براي نماز خود به تنهايي مي تواند به عنوان واكسني در پيشگيري از افسردگي و حتي دارويي در درمان افسردگي مطرح باشد . لازم به توضيح است كه خواب REM در حد تعادل براي سلامت و رفع خستگي لازم است اما زيادي آن منجر به مشكلات مختلف از جمله افسردگي مي شود و نقش نماز بعنوان متعادل كننده ميزان REM مطرح است .



نكته سوم:

تاثير نماز بر شادابي جسم و روان:

پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله وسلم:)

“ مومن ، شوخ و لبخند بر دهان باشد و منافق بدخلق و گره بر ابرو .”

امروزه ضرب المثل ايراني “ خنده بر هر درد بي درمان دواست ” مصداق كاملا علمي پيدا كرده است . دانش پزشكي در قرن حاضر به وضوح مي داند اشخاصي كه اصطلاحا يك لب و هزار خنده گفته مي شوند ، نسبت به آنان كه به اصطلاح با خودشان نيز قهرند ! و نسبت به زندگي بدبين و عبوس هستند ، بسيار كمتر دچار بيماري هاي جسمي و رواني مي شوند .

به اين ترتيب هر عاملي كه شادابي را به انسان هديه كند ، در واقع به سلامتي جسم و روان او كمك كرده است . اما نكته بسيار مهمي كه دانش طب به بشر آموخته است ، اين مطلب است كه شادابي و افسردگي انسان پيش از آنكه تحت كنترل اراده او باشد ، زير فرمان تغييرات مواد شيمايي در سلسله اعصاب مركزي انسان است و ما اين مطلب را در ادامه مباحث “ 40 نكته پيرامون نماز ” از جمله مبحث “ تعادل ناقلهاي عصبي ” روشن تر خواهيم كرد .

اما در اينجا ذكر همين نكته كافي است كه مثلا افزايش يك ماده شيميايي به نام “ دو پامين ” در بدن سبب مي شود ، انسان بدون آنكه خود بخواهد ، دچار ناراحتي و كاهش اين ماده نيز سبب شاد شدن غير ارادي انسان خواهد شد .(3(

بعنوان مثال ، عصبانيت و ناراحتي غير ارادي و بدون علت صبحگاهي كه حالت شديد آن بعنوان ملانكولي يا همان ماليخوليا ( افسردگي درونزاد صبحگاهي ) شناخته مي شود ، در اثر تغييرات و كم و زياد شدن همين مواد شيميايي بوقوع مي پيوندد.

اما از جمله اين مواد شيميايي داخل بدن كه به طور غير ارادي سبب شادي انسان مي شود و به او شعف و نشئه بي نظير مي بخشد ، ماده اي به نام “ كورتيزول مي باشد كه ميزان آن در داخل بدن انسان در ساعات سحرگاهي بشدت افزايش مي يابد (4) و در صورت بيداري انسان در اين ساعات ، لذت و شعف سرمست كننده اي نصيب او مي شود كه بي شك بر زندگي او در تمام طول روز تاثير گذار است .

افزايش كورتيزول در ساعات صبح و ارتباط آن با سرخوشي صبحگاهي ، كه امروزه از مسلمات پزشكي است ، در واقع توجيه قابل توجهي بر همه مضاميني كه در فرهنگ و ادب و عرفان پيرامون “ اسرار سحر ” معرفي مي شوند ارائه مي دهد .

از نمونه توجه بسيار به سرخوشي و شادابي سحرگاهي و تاثير آن در زندگي انسان در اشعار خواجه شيرين سخن شيراز حضرت حافظ بسيار مي توان يافت :


    هر گنج سعادت كه خدا داد به حافظ

    از يمن دعاي شب و ورد سحري بود

ضرب المثل ايراني مشهور كه منسوب به بزرگمهر مي باشد يعني : “ سحر خيز باش تا كامروا باشي ” نيز اشاراتي نغز به تاثير بيداري صبحگاهي بر زندگي شادكامانه و سعادت آميز دارد .

به اين ترتيب واضح است ، امر واجب نماز صبح با ارزاني داشتن بيداري صبحگاهي به انسان تقديم كننده شادابي جسم و روان به او مي باشد و يك نتيجه مهم اين شادابي ، سلامت جسم و روان خواهد بود .


    صبح خيزي و سلامت طلبي چون حافظ

    هرچه كردم همه از دولت قرآن كردم


نکته چهارم :

تاثير نماز بر آرامش عضلات:

گروهي از نويسندگان مسلمان ، كوشيده اند ، در حركات حين نماز اعم از قيام و قعود و ركوع و سجود جنبه هايي از نرمش عضلاني و ورزش بدني را بجويند و آن را با نرمش هاي متداول ديگر كه منجر به استراحت و آمادگي عضلاني مي شوند ، مقايسه كنند . اما ديدگاه ما به آرامش عضلاني ناشي از نماز ، از دريچه ديگري است . دانش پزشكي امروزه ، به اثبات رسانده است كه اگر شخصي در ساعت حدود 10 شب بخوابد و حدود ساعت 5 صبح از خواب بيدار شود ( يعني حدود 7 ساعت خواب ) در ساعت حدود 1 بامداد ، در بدن او برخي مواد شيميايي شبه مورفين كه به عنوان گروهي اندورفين ها و آنگفالين ها نامگذاري شده اند ، ترشح مي شوند كه اين مواد اثر مستقييم بر روي قسمتهاي مختلف بدن از جمله عضلات اسكلتي دارند و منجر به راحتي ( (RELAXATION) عضلاني ، در طول روز آينده براي فرد مي شوند . (5)

اما چنانچه شخص در ساعت حدود 12 شب بخوابد و صبح روز بعد ساعت 10 صبح از خواب برخيزد ( يعني حدود 10 ساعت خوا ب) اندروفين ها و آنكفالين ها برخلاف حالت گذشته افزايش ترشح كافي پيدا نمي كنند و در نتيجه اين امر ، سبب مي شود با اين كه اين شخص حدود 3 ساعت بيشتر از شخص قبلي خوابيده است ، از آرامش و استراحت عضلاني به اندازه كافي بهره مند نشود .

و درست به همين علت است كه هر چه خواب انسان بيشتر ادامه پيدا كند و مثلا تا ساعت 10 صبح به دراز بكشد ، احساس خستگي و كوفتگي عضلاني پس از آن بيشتر خواهد بود .

و اما فريضه نماز با اثر درخشان و بي نظيري كه در ايجاد بهداشت خواب دارد ( و به جنبه هايي از آن در شماره هاي گذشته اشاره نموديم ) در اين مورد نيز نقش بسيار موثري ايفا مي كند . چرا كه نماز صبح ضمن ايجاد الزام و وجوب براي سحر خيزي ، انسان را خود به خود به سوي يك آرامش عضلاني ناشي از مواد شيميايي درونزا سوق مي دهد .

بزرگان عرصه علم و انديشه مانند استاد شهيد مرتضي مطهري (ره) نيز برنامه زندگي خود را بر مبناي خوابيدن در ساعت حدود 10 شب و برخاستن از خواب ، حدود نيم ساعت قبل از اذان تنظيم كرده بودند (6) تا از مواهب خدا دادي و بي حد و حصر نماز ، حداكثر فيض و بهره را ببرند .

خوشا به سعادتشان .

 

نكته پنجم :

تاثير نماز بر بيماري فشار خون:

افزايش فشار خون يكي از شايعترين دلايل مراجعه به پزشك در سرتاسر دنياست. بعنوان مثال يكي از جديدترين آمارها ، در ايالات متحده آمريكا ، شايعترين بيماريي كه افراد را ناگزير به استفاده از دارو ، مي كند افزايش فشار خون ذكر كرده است (7) ، به علت عوارض خطرناك و متعددي كه اين بيماري در بسياري از اعضاي بدن از جمله قلب و مغز و كليه و چشم و .. دارد ، سعي و اهتمام فراواني در دانش پزشكي براي پيشگيري و كنترل اين بيماري در پيش گرفته شده است .

در تمامي منابع معتبر علمي ، براي پيشگيري از ابتلا به افزايش فشار خون و همچنين كنترل تعداد زيادي از بيماران كه افزايش فشار خوني در حد خفيف يا متوسط دارند ، رعايت برخي اصول و استفاده از درمانهاي غير دارويي توصيه مي شود . درمانهاي غير دارويي ضمن آن كه هزينه چنداني را بر بيمار تحميل نمي كنند در پايين آوردن فشار خون و ممانعت از بروز و پيشرفت آن موثرند . (8)

از جمله چهار درمان اوليه و بسيار مهم غير دارويي كه در منابع جديد علمي براي كنترل فشار خون مورد توجه قرار مي گيرند ، عبارتند از :

1. كاهش دادن اضطراب و استرس ها

2. كاهش يا عدم مصرف الكل

3. كم كردن وزن

4. انجام ورزش هاي سبك بطور منظم در شبانه روز .

اما با توجه به نقش بسيار مهمي كه نمازهاي واجب يوميه ، در ايمن كردن انسان در مقابل استرس ها و مشكلات گو ناگون زندگي ايفا مي كنند ( از جمله تاثير نماز بر اضطراب كه در شماره هاي بعدي مورد توجه قرار خواهد گرفت ) و نيز با توجه به الزامي كه نماز به شخص نمازگزار مبني بر عدم مصرف مشروبات الكلي مي دهد ، مي توان اين امر را قدم موثري در پيشگيري و كنترل فشار خون تلقي كرد .

از طرفي نماز با حركات موزون و قيام و قعود و ركوع و سجود منظمي توأم است كه قابل مقايسه كامل با يك نرمش سبك روزانه مشابه آنچه كه در درمانهاي غير دارويي فشار خون توصيه مي شود ، مي باشد . همچنين اگر به ياد آوريم كه مسلمان نمازگزار رو به قبله مكتبي نماز مي خواند كه خداي آن مكتب از پر خوري و شمكبارگي بيزار است و مثلا عالمان فربه و چاق را دشمن مي انگارد  متوجه خواهيم شد كه هر چهار درمان غير دارويي مذكور ، براي كنترل و پيشگيري افزايش فشار خون ، در وراي احكام نوراني نماز نهفته است . هر چند كه ما در ادامه مباحث 40 نكته پزشكي پيرامون نماز ، اشارات ديگري در اين مورد خواهيم داشت و في المثل پيرامون تاثير نماز بر احساس امنيت رواني سخن خواهيم گفت .

نكته ششم :

تاثير نماز بر عفونت كليه و مجاري ادراري:

سلامت دستگاه ادراري انسان ، بخصوص كليه ها تاثير بي نهايت مهمي در ادامه حيات انسان دارد و بيماري كليوي از دردناكترين و پر مخاطره ترين ، گرفتاريهاي جسمي است .

در اين ميان عفونت دستگاه ادراري كه يكي از شايعترين علل مراجعه بيماران به مطب پزشكان مي باشد علاوه بر آن كه خود بخود و به تنهايي بيماري آزار دهنده اي است گاهي سبب بروز بيماريهاي ديگر نيز در بدن انسان مي شود .

بعنوان مثال برخي عفونتهاي دستگاه ادراري مي توانند گاهي باعث نارسا شدن و از كارافتادگي كليه شوند يا عفونت كليوي در خون و در نتيجه در تمام بدن پخش شود يا برخي عفونتها ممكن است به ايجاد سنگ كليه در بيماران منتهي شوند (9) كه همه اينها نشانه اهميت موضوع است.

ادرار پس از آن توسط دو كليه انسان توليد شد ، توسط دو لوله موسوم به حالب كه كليه ها را به مثابه وصل مي كنند . به مثابه تخليه مي شود تا بدان وسيله از بدن دفع گردد . حال چنانچه مثانه به موقع از ادرار خالي نشود ، ادرار از مثانه به حالبها و حتي كليه باز مي گردد و همين برگشت ادرار از مثانه به حالبها ، سبب ايجاد استعداد در فرد براي ابتلا به عفونت كليه مي شود (10) و به اين ترتيب كساني كه در شبانه روز ، بنا به هر علتي بندرت ادرار مي كنند به طور جدي در معرض خطر هستند .

اما در رسايل فقهي توضيح المسايل ، يكي از مبطلات وضو و نماز ، خروج بول و غائط و ريح ، از بدن انسان درج شده است و اين موضوع سبب مي شود كه شخص نمازگزار و احيانا دائم الوضو ، براي پرهيز از ابطال عبادتش بطور معمول و برحسب عادت ، قبل از وضو ، به تخليه ادرار بپردازد .( تعبيه بيت الخلاء در مجاورت وضو خانه مساجد در واقع به منظور پاسخ به اين عادت پسنديده و سلامتي بخش صورت مي گيرد ).

به اين ترتيب حداقل سه بار ، دفع ادرار از بدن ، در زمانهايي به فواصل مناسب نسبت به يكديگر ، و در حدي كه براي يك انسان طبيعي لازم است ، فرد را در مقابل ابتلاء به عفونتهاي كليه و دستگاه ادراري مصون مي سازد و مي تواند بعنوان نكته اي مهم پيرامون نماز مورد توجه قرار گيرد.

 

نكته هفتم :

تاثير نماز بر عفونتهاي گوارشي:

عوامل عفوني مختلف اعم از باكتريها ، ويروس ها و انگل ها ، مي توانند باعث درگيري دستگاه گوارش انسان و مشكلات متعدد ناشي از آن شوند . اين مشكلات مي توانند از يك خارش ساده شبانه بر اثر ابتلا به نوعي انگل ، تا اسهال هاي وحشتناك تظاهر كنند . اما يكي از برجسته ترين مواردي كه در آن شعار معروف علم طب كه مي گويد پيشگيري هميشه موثرتر از درمان است صدق مي كند ، همين مورد عفونتهاي گوارشي است .

دانش پزشكي ، امروزه عامل انتقال بسياري از عوامل عفوني را اصطلاحا Fecal - Oral ( مدفوعي ـ دهاني ) شناسايي كرده است كه يك گروه عمده از اين عوامل عفوني داراي اين ويژگي هستند كه پس از اجابت مزاج بر روي دست باقي مي مانند و بعدا در موقع غذا خوردن و از طريق دهان وارد بدن مي شوند و ايجاد بيماري مي نمايند .

از اين جهت امروزه در همه ممالك پيشرفته اولين اصل بهداشتي كه براي مقابله با عفونتهايي گوارشي به همگان ( به خصوص اطفال ) آموزش داده مي شود ، شستشوي دستها قبل از غذا خوردن و پس از اجابت مزاج است و به اين ترتيب تاثير نظافت دس تها در پيشگيري از گروه زيادي از بيمارهاي عفوني باور نكردني است .

اما فرمان وضو كه در آيه شريفه 9 از سوره مباركه مائده در قرآن مجيد ، صادر شده است ، به سادگي و صراحت امر به شستشوي دستان ( تا آرنج ) مي كند و 14 قرن پيش با بيان دستوري پيرامون نماز ، پيام آور نكته اي مي شود كه علم بشري در آستانه قرن بيست و يكم به اهميت بيش از پيش آن ، دست يافته است .

مقارنت اوقات نماز با سه وعده معمول غذايي ( صبحانه و نهار و شام ) يا حتي وعده هاي غذا هنگام روزه داري ( سحر و افطار ) سبب مي شود كه شخص نمازگزار ، موقع انجام وضو ( كه معمولا متعاقب اجابت مزاج نيز هست ) خود به خود به شستشوي دستها بپردازد و هر گونه عامل بيماريزاي عفوني را از دستهاي خويش بزدايد و در نتيجه موقع صرف غذا ، هيچ عامل عفوني ناشي از دست آلوده موفق به ايجاد بيماري در بدن او نشود .

نكته هشتم :

تاثير نماز بر ايمني حواس:

پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله وسلم) :

وضو كليد نماز و نماز كليد بهشت است .

دانش بشري از سالها پيش حواس انسان را در پنج عنوان ( بينايي ، شنوايي ، بويايي ، چشايي و لامسه ) طبقه بندي مي كند و همين حواس پنجگانه هستند كه رابطه گسترده انسان و دنياي اطراف او را شكل مي دهند .

در شماره هاي گذشته به چند مزيت پزشكي پيرامون نظافت دست ناشي از وضو ، توجه يافتيم و اينك به نظافت صورت رسيده ايم كه آن نيز در آيه شريفه 9 از سوره مباركه مائده ، بعنوان يك فرمان لا يتغير الهي بر عموم مسلمانان واجب شده است .

در اهميت نظافت صورت شايد همين نكته كافي باشد كه چهار حس از مجموع حواس پنجگانه بشري در وابستگي كامل با صورت بسر مي برند . تماس آب كه منشأ پاكيزگي و حيات است و به صورت علاوه بر محاسن متعددي كه از جهت برقراري تعادل ناقل هاي عصبي در بدن انسان دارد ( و ما در بحث مربوطه ، به آن خواهيم پرداخت ) از ديدگاه مقابله با آلودگيهايي كه ممكن است ، در چشم ، بيني ، دهان و پوست صورت و .. ايجاد بيماري كند مهم است . بخصوص كه در آب ، حين وضو ، و همچنين استفاده از شانه و مسواك ذكر شده است .

با اين كه دست قدرتمند صنع الهي ، چنان ساختمان گوش و بيني و چشم و .. را آفريده است كه خود بخود مقاومت بي نظيري در مقابل آلودگي مي كنند و روزانه بارها و بارها بدون آنكه انسان وقوفي پيدا كند ، آلودگيها را از خود دور مي سازند ( مثلا در گوش جريان موم ، در بيني موهاي ريز متعدد ، در چشم پلك زدن و اشك و .. ) اما چنانچه آب نيز در شستشوي صورت بكار برده شود ، ما حصل فعاليت پاك كنندگي اعضاي صورت به نتيجه خواهد رسيد. علاوه بر اين كه حداقل 3 بار شستشوي صورت هر گونه آلودگي محيطي را نيز از آن خواهد زدود (12) توجه به اين نكته مهم است كه دو راه عمده ابتلا به عفونتها ( دهاني و استنشاقي ) هر دو مربوط به محدوده صورت هستند .

در هر صورت دستور قرآن مبني بر شستن دستها و صورت قبل از نماز با توجه به اين كه اعضاء معمولا پوشانده نمي شوند ( حتي در مورد حجاب خانمها مورد استثناء واقع شده اند وجه و كفين ) و در نتيجه با وجود اهميت آنها از نظر تمركز حس هاي پنجگانه ، در معرض آلودگي دائمي هستند ، مي تواند حاوي حكمتهاي بي شمار باشد ، كه در سطور گذشته با اختصار ، به مشتي نمونه خروار اشاره شد .

 

نکته نهم:

تاثير نماز بر عفونت هاي تنفسي:

به علت پراكنده بودن عوامل عفوني متعدد در محيط اطراف و هواي تنفسي انسان ، و با توجه به اين كه استنشاق ميكروب از طريق بيني روش عمده انتقال اين عفونتهاست ، بيماريهاي عفوني تنفس ، بوفور بوقوع مي پيوندد. اين مشكلات بويژه در فصل سرما كه تجمع افراد در محيطهاي بسته افزايش مي يابد و ويروس ها و باكتري ها امكان رشد و بيماريزايي زيادتري پيدا مي كنند بيشتر مي شود و به همين علت است كه در فصل سرما شايعترين علت مراجعه اطفال و بزرگسالان به مطب و كلينيك هاي عمومي ، بيماري common cold ( سرماخوردگي ) و عوارض متعدد ناشي از آن است و همانطور كه اشاره شد ، عمده اين درگيري ها ، ناشي از انتقال عامل بيماريزا از طريق بيني است .

اما از جمله مواردي كه در حين وضو ، مورد توصيه موكد قرار گرفته است . سه مرتبه ، چشيدن و استنشاق آب سرد و پاك است و حتي شستن قسمتي از درون بيني حين وضو ، توسط برخي از علماي شيعه واجب اعلام شده است ( رجوع شود به مساله 241 از رساله توضيح المسايل حضرت آيت .. العظمي اراكي (ره) .

با توجه به آن كه اولين سد دفاعي بدن در مقابل عفونتهاي تنفسي موهاي ريزي هستند كه در مخاط بيني تعبيه شده اند ، عوامل عفوني متعددي از جمله بسياري از ويروس ها و باكتري ها و حتي عامل بيماري سل در اين موها متوقف مي شوند و جلوي حركت آنها به قسمتهاي ديگر دستگاه تنفس گرفته مي شود .

بر اين اساس چنانچه مسلمين در مقدمات نماز و حين وضو دستور اسلامي استنشاق آب سرد (13) را اجرا نمايند ، همه روزه چند نوبت ميكروبهاي مجرايي تنفس را زدوده و مجراي تنفسي خود را تميز و پاكيزه مي نمايند و بدين ترتيب از بروز بيماريهاي متعدد تنفسي در امان خواهند بود .



نكته دهم:

تاثير نماز بر بيماريهاي دهان و دندان(14)

پيامبر اكرم (ص ) :

دو ركعت نماز با مسواك بهتر از هفتاد ركعت بدون آنست .

طي شماره هاي گذشته از نه نكته پزشكي پيرامون نماز سخن گفته ايم و به اميد و ياري پروردگار در شماره هاي آينده سبك و سياق سابق را ادامه خواهيم داد .

اما نكته اي كه در همين شماره قابل توضيح است ، توجه دادن به اين حقيقت متعالي است كه روح حقيقي نماز و فلسفه شكوهمند آن چيزي جز عبوديت محض در مقابل آفرينشگر يگانه هستي و ابراز خشوع بنده ناتوان در پيشگاه قادر متعال نيست و هر آنچه كه انديشمندان و قلم به دستان ، پيرامون فوايد گوناگون نماز در عرصه هاي مختلف بگويند و بنويسند تنها به منزله حاشيه اي بر اين متن گهر بار خواهد بود . و اما نكته امروز :

دهان انسان را برخي قلب دوم بدن ناميده اند و توجه به اين نكته كه چنانچه محيط دهان فردي تميز باشد ، آن فرد از ابتلا به بسياري از بيماريها در امان است ، اين نامگذاري را بسيار مناسب جلوه مي دهد .

بعنوان مثال عفونتهاي دهان و دندان بويژه در كودكان ، نقش مهمي در ايجاد بيماريهاي روماتيسمي دارد و نقش دندانها در حفظ و زيبايي و قدرت جويدن و صحبت كردن به خوبي مشخص است و حتي نبودن دندانهاي سالم و زيبا براي بانوان و دوشيزگان ( بخصوص ) اثرات رواني زيادي باقي مي گذارد . چرا كه در كتابهاي علمي دندانپزشكي مي خوانيم : نيمي از زيبايي بشر منوط به صورت او و از اين مقدار 3/2 آن مربوط به دهان و دندانها است .

رعايت بهداشت دهان و دندان و پيشگيري از بيماريهاي مختلف آن ، از جمله پوسيدگي دندانها و بيماريهاي پريودنتال ( بيماريهاي لثه و بافتهاي پشتيبان ) و .. به بهترين شكل بوسيله مسواك زدن ، انجام مي پذيرد.

اما دين مبين اسلام ، از قرنها پيش با توصيه هاي مؤكد ، مسلمانان را به طرف اين نكته درخشان بهداشتي هدايت نموده است تا جايي كه پيامبر اكرم (صلی الله علیه وآله و سلم) مي فرمودند : “ اگر بر امتم سخت نمي شد مسواك زدن را واجب مي كردم “ و حتي در حديثي ديگر نحوه مسواك زدن را از بالا به پايين و از پايين به بالا نموده اند كه مطابق با جديدترين توصيه هاي علمي درباره روش مسواك زدن است .

علاوه بر آن در كتب گوناگون فقهي و عبادي اسلام ، دستورات مؤكد مبني بر مسواك زدن هنگام ساختن وضو و نماز آمده است و با توجه به اين كه نمازگزار روزانه حداقل 3 بار وضو مي گيرد ، چنانچه قبل از هر وضو اقدام به مسواك زدن بكند ، از حد اكثر پاكيزگي لازم براي پيشگيري از تمامي بيماريهاي دهان و دندان برخوردار مي شود .



نكته يازدهم:

تاثير نماز بر بيماريهاي پوست:

در شماره هاي گذشته پس از بحث كوتاه پيرامون برخي فوايد پزشكي اوقات نماز به مقدمات نماز و طهارت نمازگزار توجه كرديم و برخي فايده هاي طبي مترتب بر آن را به اختصار اشاره نموديم . از جمله پيرامون اهميت نظافت دست و صورت كه بر اثر نماز به انسان هديه مي گردد سخن گفتيم . اما در ادامه وضو ، فرمان الهي بر مسح سر و پا قرار گرفته است . (15)

هر چند مي توان در بعد نمادين و از ديدگاه زيبايي شناسي ، مسح سر و پا در پايان وضو را سمبلي جسم ، از سر تا پا و از فرق تا قدم به حساب آورد و به عنوان عاملي در ياد آوري پيوسته مسلمانان مبني بر نظافت تمام بدن تلقي كرد ، اما در باره بيماريها نيز مي توان به نكاتي چند توجه نمود .

پاها و سر انسان بر خلاف دست و صورت ، از اعضايي هستند كه در بخش قابل توجهي از شبانه روز پوشانيده هستند ، تا حدي كه حتي خود نيز معمولا توجه كمي به آنها دارند . (16)

اما امروزه دانش بشر ، گروهي از بيماريها را مي شناسد كه شروع تظاهرات اين بيماريها از پوست سر و پاها است . بعنوان مثال برخي بيماريهاي قارچي پوست از حد فاصل ميان شصت و ديگر انگشتان پا آغاز مي گردد كه اتفاقا درست محل اين ناحيه مسح واجب دارد و به همين ترتيب مسح سر نيز مي تواند توجه انسان را به آلودگي يا ضايعه عفوني در مو و پوست سر توجه دهد و در نتيجه انسان را براي رفع آن به اقدام وادارد .

در ضمن وجوب مسح سر و پا فرصتي است براي برداشته شدن پوشش پا و سر و در معرض هوا و اكسيژن قرار گرفتن اين اعضاء كه علاوه بر شادابي پوست ، به نوبه خود مانع رشد ارگانيزم هاي بي هوازي در منافذ پوست خواهد شد .

البته لازم به توجه است كه بسياري از بيماريهاي پوست ( بويژه عفونتها ) بوسيله غسل هاي متعدد اعم از واجب و مستحب كه شخص نمازگزار در طول زندگي خود به جا مي آورد ، قابل پيشگيري هستند كه براي پرهيز از اطالة كلام تنها به همين اشاره بسنده مي كنيم .

نكته دوازدهم: تاثير نماز بر بيماريهاي اپيدميك ( همه گير ):

آنتوني بارنت (17) مي نويسد : عادت به استحمام كه در عصر جديد در مغرب زمين متداول شده است شايد در پيشگيري از بيماريها همان اندازه موثر بوده است كه مراقبت از منابع آب اثر داشته است . در سال 1842 وقتي كه از يك كارگز معدن در “ لانكاشاير‌” مي پرسند ، كارگران زغال كش هر چند وقت يكبار بدن خود را مي شويند ؟ او جواب مي دهد : آنها هيچوقت بدن خود را نمي شويند !؟! من هم هيچوقت بدن خود را نمي شويم ، پيراهن من چرك بدنم را پاك مي كند …!؟

و از آن گوياتر ، ياداشتهاي روزانه درياسالار “ ساموئل پپيز ” است كه با شادي درباره پيدا كردن بيست شپش در يك شب ، در موهاي سر خود نوشته است . “ روزهاي روز بود كه اين اندازه نداشتم ، بنابراين امشب با رضاي خاطر فراوان به رختخواب رفتم !؟!

گفته هاي اين نويسنده آمريكايي نشانگر اين موضوع است كه غرب به ظاهر متمدن ، تا گذشته نه چندان دور ، به اهميت استحمام و دوري از كثافات در پيشگيري از بيماريها ناآگاه بوده است و شاهد اين مدعا نيز بروز اپيدمي هاي بزرگ بيماريهايي مانند “ تيفوس ” است كه در قرن اخير به علت عدم رعايت نظافت شخصي به مرگ و ميرهاي وحشتناك و نابودي انسانهاي بسياري منتهي شده است .در حاليكه تاريخ مسلمانان بندرت شاهد اپيدمي هاي اينچنين مرگبار حتي در قرنهاي دور بوده است . اما “ حدث اكبر ” در مباني فقهي شيعه به مواردي مانند جنابت و حيض و … اطلاق مي شود كه مانعي براي اقامه نماز صحيح به حساب مي آيند و “ غسل ” بعنوان برطرف كننده حدث اكبر از واجبات نماز در اين قبيل موارد به حساب مي آيد .

علاوه بر غسل هاي واجب در مكتب شيعه موارد متعددي از غسل هاي مستحب مي توان سراغ گرفت (18) كه در مجموع مثلا “ در طول يك هفته ، غسل هاي متوالي ( اعم از واجب يا مستحب ) توسط يك مسلمان معتقد نمازگزار بوقوع مي پيوندد .

به اين ترتيب روشن است كه سر نهادن به فرمان غسل ، كه عمدتا “ براي اقامه صحيح نماز صورت مي پذيرد ، در بعد نظافت شخصي از اپيدمي شدن برخي بيماريها “ مانند گال و تيفوس ” و در بعد نظافت عمومي ( يعني اطاعت همه اعضاي جامعه اسلامي از آن ) از اپيدمي شدن برخي بيماريهاي ديگر مانند “ طاعون ” جلوگيري مي كند .



نكته سيزدهم:

تاثير نماز بر بيماريهاي اضطرابي:

«الا بذكر الله تطمئن القلوب»

( قرآن مجيد )

اضطراب بيماري شايع قرن اتم و كهكشان است ، پيشرفت سريع و پيچيده تمدن و در عين حال بي توجهي به ارزش هاي مذهبي و خانوادگي هر روز بيش از پيش براي افراد و اجتماع اضطراب هاي جديد بوجود مي آورد . (19)

از نظر روانپزشكان ، اضطراب با يك احساس منتشر و مبهم دلواپسي كه اغلب ناخوشايند و بدون دليل است مشخص مي شود كه معمولا با يك يا چند مشكل جسمي همراه مي گردد . از جمله شخص ممكن است علامتهاي جسمي چون احساس طپش قلب ، تنگي نفس و درد قفسه سينه ، خالي شدن سردل ، تعريق ، سردرد ، تكرر ادرار ، اسهال ، گزگز دست و پاها ، لرزش و را نيز به همراه داشته باشد . اضطراب ، گاهي به شكل طبيعي در اشخاص سالم بروز مي كند و گاهي به صورت بيمارگونه و دائمي در مي آيد كه نياز به درمان و مراقبت پزشكي دارد . با اينكه دلايل علمي مختلفي از ديدگاههاي مختلف بعنوان دلايل بروز اضطراب و تشديد آن ارائه شده است اما همچنان دور شدن از ايمان مذهبي بعنوان يك عامل عميق در بروز اضطراب نقش غير قابل انكاري دارد (20) و به اين ترتيب نقش پيشگيري كننده و حتي درمانگر مذهب در مورد اضطراب قابل بررسي است .

آرامش حاكم بر روح و روان و در نتيجه آن جسم اشخاص مذهبي ، در مقايسه با آشفتگي رواني و جسمي و اضطراب لامذهب ها از دير باز مورد توجه پزشكان بوده است .

به اين ترتيب در بعد پيشگيري از اضطراب و براي آرامش دائمي جسم و روان نماز نقش خارق العاده اي را ايفا مي كند . از طرفي در بعد درمان بيماران مبتلا به اضطراب ، امروز علاوه بر درمانهاي دارويي ، از روش هاي چون آموزش انبساط آرامش عضلاني و همچنين تلقين بوسيله هيپنوتيزم نيز استفاده مي شود (21) كه ما در مورد انبساط عضلاني ناشي از نماز در نكته چهارم از اين مجموعه مقالات ، سخن گفته ايم و درباره تلقين هاي سازنده ناشي از نماز نيز در آينده سخن خواهيم گفت .

تنها در مورد اضطراب ، بد نيست به اين نكته اشاره كنيم كه شخص نمازگزار با ايمان به قدرت لا يتناهي پروردگاري كه در مقابلش كرنش مي كند ، خود را در مقابل هر عاملي كه قصد به خطر انداختن و ترساندن ( و در نتيجه مضطرب ساختن ) او را داشته باشد ايمن مي يابد و ضمن تكرار باور اعتقادي خود طي نمازهايي پنجگانه يوميه اين ايمني همه جانبه را ، به روان خود تلقين مي كند و سرانجام آرامش عميق را در وجود خود ملكه مي سازد .

در راستاي اين موضوع تحقيقات علمي در برخي كشورهاي مسلمان نشان مي دهد كه بيماران مضطربي كه در كنار درمانهاي رايج ضد اضطراب ، به خواندن نماز و قرآن و حتي احاديث نبوي تحريك شده اند (22) از درجه درمان به مراتب بالاتري نسبت به سايرين برخوردار بوده اند .

نكته چهاردهم: تاثير نماز بر افزايش طول عمر:

در سالهاي نخستين كه اين حقير نگارنده سطور ، تحصيل طب را در تهران آغاز كرده بودم ، در برخورد با استاد بزرگ پاتولوژي ايران ، جناب آقاي دكتر كمال الدين آرمين (23) همواره اين سؤال در ذهنم نقش مي بست كه چه نيروي عظيم و خارق العاده اي وجود دارد كه سبب مي شود اين مرد در اوج كهولت مقتدرانه بركرسي تحقيق و پژوهش و تدريس همچنان تكيه بزند و در آستانه هشتمين دهه عمر خود اينچنين شاداب و دل زنده باقي بماند !

تا اين كه روزي سر كلاس درس استاد اين راز بر ما دانشجويان آشكار شد . بدين سان كه ، استاد هنگامي كه مشغول تدريس اسلايدهاي پيچيده و متنوع علمي مربوط به تشخيص هاي پاتولوژي بود ، ناگهان به اسلايدي رسيد كه به كلي با همه چيزهايي كه در دانشكده پزشكي ديده بوديم فرق داشت !؟!

بر روي آن اسلايد تنها يك بيت از حافظ شيراز نگاشته شده بود كه :

تكيه بر تقوي و دانش در طريقت كافريست
راهرو گر صد هنر دارد توكل بايدش

آن گاه استاد مدتي درباره توكل سخن گفت و به ما آموخت كه والاترين و بالاترين قدرت پزشك براي تشخيص و درمان بيماريها تنها توكل به باريتعالي است و ديگر هيچ .

ايمان متعالي و توكل بدون قيد و شرط را يكبار ديگر من در ملاقات با پير تاريخ ايران و پدر تاريخ كرمان ، استاد باستاني پاريزي ديدم . مرد جاودانه اي كه هنوز حتي در دوران كهولت ، استوار و با عظمتي شگرف و ستودني و بي آلايشي و بي ريايي بي نهايت خود ، . زندگيش را وقف ايران عزيز نموده است . مشاهده بزرگاني چون آرمين ، باستاني پاريزي و .. و توجه به اين نكته ظريف كه بسياري از مراجع تقليد بزرگ و مشايخ صوفيه كه ايمان و ذكر خدا در جزء جزء زندگيشان جاريست ، عمرهاي طولاني و پر بركت مي كنند. آش كار كننده اين مطلب است كه ميان ذكر خدا و فزوني طول عمر رابطه تنگاتنگي وجود دارد .

توجيه علمي اين موضوع نيز با توجه به فوايد پزشكي مختلف نماز ، كه ما در اين مجموعه مقالات تنها به فرازهاي كوچكي از آن اشاره كرده ايم ، روشن مي شود . در اين مورد حتي برخي از نويسندگان علت علمي طولاني شدن بي سابقه عمر حضرت صاحب الزمان (عج ) را براي قرنها ، تسلط همه جانبه و كامل ايشان بر مسايل جسمي و رواني بشر ، به حساب مي آورند .

و حضرت قائم (عج ) همان بزرگ مردي است كه والاترين حد نماز را به جاي مي آورد ، نمازي كه پيوسته سزاوار ستايش و سلام ابدي است :

السلام عليك حين تقوم ، السلام عليك حين تقعد ، السلام عليك حين تقراء ، السلام عليك حين تصلي ، السلام عليك حين تقنت ، السلام عليك حين تركع و تسجد ، السلام عليك حين تحلل و تكبر السلام عليك حين تحمدو تستغفر ، السلام عليك حين تصبح و تمسي ، السلام عليك في الليل اذا يغشي و النهار اذا تجلي (24)

نكته پانزدهم:

تاثير نماز بر بيماريهاي مقاربتي:

«ان الصلوه تنهي عن الفحشاء و المنكر»

( سوره عنكبوت آيه 45 )

با اين كه همواره نام “ زيگموند فرويد ” بعنوان پزشكي نابغه و انديشمندي بي نظير كه با كاوش در عميق ترين ابعاد روان انساني ، باني بزرگترين انقلاب در علم روانپزشكي شد ، بر پيشاني دانش بشري درخشش مي كند ، اما برخي خطاهاي او و همچنين تعبيرهاي نادرستي كه متاخرين او از نظرياتش به عمل آوردند ، منجر به فجايعي جبران ناپذير در عرصه جوامع گوناگون شد .

فرويد مي گفت : عقده هاي جنسي بشر مسبب ركود و عقب ماندگي انسانها در زمينه هاي مختلف علمي ، اقتصادي ، صنعتي ، فرهنگي و .. است و غربيان با قبول نظريه او از حدود 5 دهه پيش ، و آزاد گذاشتن بي قيد و شرط روابط گسترده جنسي بناگاه به رشدي باور نكردني و جهشي سرسام آور ، در زمينه هاي گوناگون دست يافتند !؟! (25)

اما در عوض ، آزادي بي حد و حصر جنسي ارمغانهاي مرگبار گوناگون نيز براي آنها به همراه داشت كه از آن جمله بيماريهاي مختلف مقاربتي از جمله سوزاك و سيفليس و .. كه در طب امروز با عنوان بيماريهاي ( S.T.D) Veneral شناخته مي شوند و بخش عمده اي از مراقبت هاي پزشكي را به خود اختصاص مي دهند .

از طرفي بيماري مهلك و مرموز Aids ( ايدز ) را نيز مي توان بنوعي جزو اين گروه بيماريها به حساب آورد. در بروز همه اين بيماريها ، روابط متعدد و نامشروع جنسي با شريك هاي جنسي گوناگون نقش اصلي را ايفا مي كنند . اما اسلام و شكل حقيقي آن يعني تشيع با اين كه با رهبانيت و تجرد به شدت مخالفت مي كند ( بر خلاف مسيحيت كاتوليكي و متعصب ) و نسبت به ارضاي غريزه جنسي در حد نياز و در چارچوب مشروع نظر بسيار مساعدي دارد تا جائيكه قانون درخشان “ ازدواج موقت ” را براي بهره وري از اين نعمت بزرگ الهي وضع مي نمايد ـ اما آنجا كه كار اين غريزه به فساد كشيده شود و به صورت فحشا(26) بروز نمايد ،اسلام برخورد و مقابله قاطع با موارد فتنه را پيشنهاد مي نمايد و مجازاتهاي سخت براي افراد خاطي در نظر مي گيرد. از طرفي بسياري از قوانين اسلامي از جمله “ نماز ” به گونه اي خود بخود و شايد ناخوداگاه ( آن طور كه خداي بزرگ در سوره عنكبوت فرموده است ) انسانهاي مومن را از نزديك شدن به فحشاء بر حذر مي دارد كه مثلا “ ضمن مقايسه اجمالي آمار بيماريهاي مقاربتي در غرب با جوامع مسلمان ، مي توان به اين نكته مهم دست يافت . توجيه علمي اين قضيه نيز با توجه به تغيير و تحولاتي كه بر اثر نمازهاي پنجگانه در ناقلهاي عصبي محرك جنسي بوقوع مي پيوندد و منجر به مهار شهوت در موارد نامشروع مي شود ، قابل بررسي است كه ما در بحث تعادل ناقل هاي عصبي بدان توجه خاص خواهيم داشت . هر چند كه در اين مورد تلقين نيز به عنوان يك توجيه علمي خوب ، مطرح است .

به قول حضرت آيت ا.. خزعلي : “ پسر و دختر جوان كه انگيزه شهوت دارد وقتي كه به نماز شروع كرد و پنج نوبت “ الحمدا.. رب العالمين ” گفت ، يعني تمام سپاس و ثناي من مال آن كسي است كه مالك بدن و جسم عواطف و احساس ، سلسله اعصاب و قلب و گردش خون من و تمام امكانات و ارزشهاي من است ، يك انگيزه قويي در او پيدا مي شود . انگيزه اي كه توان مقابله او را در مقابل انگيزه جنسي فزوني مي بخشد ” (27)

و به اين ترتيب نماز حقيقي ، خود به خود و فعالانه ريشه فساد جنسي و فحشاء را مي خشكاند و متعاقب آن آمار بيماريهاي مقاربتي را به شدت كاهش مي دهد .



نكته شانزدهم:

تاثير نماز بر اعتياد:

امام صادق (علیه السلام) :

اي انسان ، تو طبيب خويشتن هستي

هم دردها براي تو بيان شده است

و هم به دواي آن دردها راهنمايي شده اي (28)

اعتياد بلاي سياه و خانمان سوز بشري در عصر بيگانگي از خود است . دامنه ابتلاء به اعتياد از وابستگي به مشروبات مرگبار الكلي در كشورهاي غربي ( الكليسم ) گرفته تا اعتياد به مواد افيوني كه بدبختانه هنوز گريبانگير جامعه مسلمانان است گسترده است .

گويي ، انسان امروزي براي گم كردن خود و فرار از اضطرابها و افسردگيهاي خويش راهي جز وابستگي به صدها نوع ماده ، روانگردان پيدا نكرده است . حال آن كه اگر به مجموع تعداد معتادان به الكل و مواد مخدر در سراسر جهان ، شمار كساني كه به لهو و لعب هاي ديگر از جمله قمار و انحرافات جنسي و .. اعتياد دارند را اضافه كنيم ، به آمار تكان دهنده و وحشتناكي خواهيم رسيد كه خبر از افول دردناك ستاره انسانيت مي دهد .

با اين كه فجايع ناشي از اعتياد از جنبه هايي مختلف فرهنگي ، اجتماعي ، سياسي ، اقتصادي و .. قابل بررسي است . اما تنها در بعد پزشكي قضيه مي توان به اين نكته اشاره كرد كه هر سال بخش عظيمي از توان پزشكي و روانپزشكي كشورها ، مصروف درمان عوارض جسمي و رواني متعدد معتادان و تاثيرات شومي كه خواه ناخواه بر اعضاي خانواده شخص معتاد وارد ميشود ، مي گردد .

هر چند علتهاي مختلفي در ابتلاي به اعتياد مطرح شده است ، اما بيشتر تخدير روان و تجربه تغيير حالات رواني ناشي از سرخوشي و نشئه است كه سبب گرايش به اعتياد مي شود و به اين ترتيب ، شخص معتاد از خود مي گريزد و دچار خود فراموشي مي شود و اين درست برعكس جريان مقتدر خودشناسي و معرفت النفس موجود در تعاليم نماز است . نمازگزاران با تكرار دايم آيات هفتگانه سوره حمد ( سبع المثاني ) كه چون حلقه هاي به هم متصل ، هر كدام راهگشاي بعدي مي باشد پيوسته سرنوشت خود را مرور مي كنند و در مسير خودشناسي و خود باوري گام بر مي دارند و با اعتقاد به إياك نعبد و إياك نستعين

از هيچ چيز جز خدا براي التيام دردهاي خويش ياري نمي جويند .

و اين گونه است كه نماز حقيقي تيشه بر ريشه اعتياد مي زند . به قول انديشمند شهيد و استاد بزرگ مطهري (ره ) :

راز اين كه اكثر جاني هاي دنيا معتاد به يك سلسله سرگرميهاي خيلي شديد از قبيل مصرف ترياك و هروئين و مشروبات الكلي و قمار هستند ، اين است كه مي خواهند از خودشان فرار كنند. مثل اين كه درونشان پر از مار و پر از عقرب است و دايم او را مي گزند و اين اعتياد ها مانند مرفيني است كه به انساني كه از شدت درد مي نالد تزريق مي كنند ، تا درد را احساس نكند ، اين بدبختي بزرگي است كه انسان نتواند خودش را آنچنان بسازد تا بتواند با خودش خلوت كند .

بر عكس بيشتر اهل صلاح و تقوي و اخلاق ( نمازگزاران ) و آنهايي كه نداي وجدانشان را هميشه مي شنوند ، معتاد به اينها نيستند و از هر چه كه آنها را از خودشان منصرف مي كند فرارمي كنند ، دلشان مي خواهد ، خودشان باشند و در خودشان فكر كنند . چون عالم درونشان از عالم بيرونشان واقع سالم تر است (29)



نكته هفدهم:

تاثير نماز بر وسواس هاي فكري:

امام صادق (علیه السلام) :

شيطان ، به وسيله وسواس نمي تواند بر ضرر بنده خدا كاري بكند

مگر آن كه بنده از ياد خدا اعراض كرده باشد .(30)

وسواس ( Obsession) از قديمي ترين اختلالات شناخته شده رواني است كه بين مردم از شيوع نسبتا بالائي ( حدود دو درصد جامعه ) برخوردار است (31) وسواس را امروزه در دو عنوان كلي وسواس فكري ( مانند احتياط يا تنفر مربوط به ترشحات و مواد دفعي بدن ، ترس از وقوع اتفاقات وحشتناك مثل آتش سوزي و مرگ و .. ) و وسواس عملي

( مانند شست و شوي دست ، استحمام ، آرايش مفرط ، امتحان درها و قفلها ، مرتب و منظم كردن ، احتكار و جمع آوري و .. ) طبقه بندي مي كنند .(32)

موضوع سخن امروز ما وسواس فكري است كه مي تواند مشكلات متعدد و مسايل آزار دهندة بسياري را براي شخص مبتلا و اطرافيانش به همراه داشته باشد . در اين حالت شخص مبتلا ممكن است تصاويري ذهني به شكل صحنه هاي وحشتناك و ناراحت كننده بسياري داشته باشد كه هر چه بيمار سعي در مقاومت در مقابل آنها دارد ، نمي تواند از آنها خلاص شود اين وسوسه فكري از موضوعات بسيار كلي مانند سؤال ذهني درباره اينكه : چه كسي خدا را آفريده ؟ هدف از زندگي چيست ؟ و .. گرفته تا افكار گناه آلوده جنسي و ترسهاي مرضي و .. متفاوت است و تقريبا همه اين افكار بيمار را در وضعيت وحشتناكي قرار مي دهند .

اما درست برخلاف آنچه كه در مورد شخصيتهايي مثل جان باني يان ( خطيب و مؤلف انگليسي در قرن هفدهم ) كه به شدت از افكار وسواسي در ارتباط با خدا و مذهب رنج مي برد . به نظر مي رسد ، مذهب و شكوهمندترين جلوه آن يعني نماز مي توانند در زدودن وسواس فكري نقش بسيار مهمي بازي كنند .

گواه اين موضوع نيز يادآوري اين مساله است كه در منابع اسلامي وسواس پديده شناخته شده ايست و به آن به عنوان وسوسه اي از سوي شيطان اشاره مي شود . به عنوان مثال در كتاب اصول كافي ( باب عقل و جهل ) آمده است : در نزد امام صادق (علیه السلام) شخصي را به عقل و درايت نام بردند و گفتند او وسواس دارد ، حضرت فرمود : چگونه عاقل است كه شيطان را اطاعت مي كند ؟

در اين مورد حتي منابع اسلامي از قول معصومين (علیه السلام) روشهاي متعددي را براي پيشگيري و درمان وسواس پيشنهاد كرده اند ، كه از آن جمله بهره از ادعيه و اذكار خاصي از جمله ( لا اله الا ا ) و ( لا حول و لا قوه الا باا ) مي باشد كه در حقيقت ما حصل همه آن روشها را مي توان در ذكر خدا خلاصه كرد .

در منابع علمي جديد ، براي متوقف كردن افكار وسواسي ، علاوه بر درمانهاي دارويي و حتي قبل از آن درمانها ، از روشهاي خاصي استفاده مي شود كه مهمترين آنها روش توقيف فكر نام داد و بدين ترتيب است كه از بيمار خواسته مي شود كه به طور عمد افكار وسواسي خود را آزاد بگذارد و در اين بين ناگهان درمانگر با صداي بلند و بيزار كننده ، فرياد مي زند : ايست !؟! به نظر مي رسد اين عمل جريان فكر وسواسي را متوقف مي كند .(33)

با اين وصف برخي از اذكار و توجهات حين نماز نه تنها به اين قبيل روشها قابل مقايسه است ، بلكه بسيار موثرتر به نظر مي رسد .

استفاده زبان و ذهن از ذكر غير المغضوب عليهم و الضالين كه جدائي راه مؤمن را از ابليس و شيطان نشان مي دهد دست كم ده بار ، طي نمازهاي يوميه و فيض بردن از سوره مباركه ناس بعد از حمد ، بخصوص توجه آيات شريفه من شر وسواس الخناس الذي يوسوس في الصدور الناس به عنوان عواملي قدرتمند در توقف افكار وسواسي مطرحند .

همان طور كه اشاره شد ائمه معصوم (علیه السلام) كه پزشكان حقيقي بشرند ، براي دوري از وسواس ذكر خدا را پيشنهاد كرده اند و اين فرمان الهي است كه براي ذكر من نماز را به پا داريد ( اقم الصلوه لذكري ).

نكته هجدهم:

تاثير نماز بر وسواس هاي عملي:

در شماره گذشته از تاثير نماز بر وسواس فكري سخن گفتيم و اينكه به نكته اي پيرامون وسواس عملي مي پردازيم كه نمونه هاي آشناي زيادي از آن را مي توان در جامعه اطراف پيدا كرد . از جمله اين نمونه ها مي توان به افرادي اشاره كرد كه گرايش به انجام مكرر فعاليتهايي معين مثل شستشو و نظافت دارند و حتي پس از بارها شستشو و آب كشيدن همچنان نسبت به پاك شدن شي مورد نظافت شك دارند !

يا كساني كه هيچوقت از موثر بودن استحمام يا صحت غسلهايشان مطمئن نيستند ، و يا خانمهايي كه به شكل مبالغه آميز آرايش مي كنند يا لباسي را بارها مي پوشند و در مي آورند . اما سرانجام باز هم نسبت به زيبا شدن خود شك دارند ! يا افرادي كه ميل نامعقول و اجباري نسبت به شمارش يا جمع آوري اشياء يا مرتب و منظم بودن افراطي و غير متتظره دارند يا كساني كه در مورد اين كه آيا فلان كار را انجام داده اند ( مثلا كليد برق را خاموش كرده اند ؟ يا شير آب و گاز را بسته اند ؟ ) دائما دو دل هستند و..

با اين كه نقل سرگذشت هاي بامزه اين قبيل افراد نمونه هاي برجسته اي از ادبيات طنز دنيا را به خود اختصاص مي دهد و يا حتي عده اي از شخصيتهاي علمي جهان را مبتلا به اين بيماري دانسته اند اما روشن است كه زندگي اين قبيل افراد براي خود و اطرافيانشان گاهي تا چه حد غير قابل تحمل و ناراحت كننده مي شود. بدين ترتيب لزوم توجه خاص به منظور رفع اين عارضه و مقابله با آن از مباحث ويژه روانشناسي و روانپزشكي امروز به شمار مي آيد .

بخصوص كه وسواس ( فكري و عملي ) در ارتباط نزديك با بيماريهاي ديگر رواني نيز مي باشد . بعنوان مثال : معلوم شده است كه يك پنجم از موارد حالتهاي وسواسي نشانه هاي افسردگي و يك هشتم نشانه هاي اضطرابي دارند . (34)

عليرغم اين كه اسلام ، آيين نظم و ترتيب و مسلك پاكيزگي و طهارت است ، اما آنجا كه كار به افراط و مبالغه مي كشد و پديده اي از عدل دور مي گردد ، اسلام (بخصوص تشيع) آن پديده را مذموم تلقي مي نم ايد و براي نزديك نمودن آن به تعادل راه حل عملي پيشنهاد مي كند . از جمله اين افراط ها وسواس است . (35) كه گفتيم به عنوان وسوسه اي از سوي شيطان در تعاليم اسلامي نام برده مي شود و بخش قابل توجهي از تعاليم اسلامي و بخصوص نمود برجسته آن يعني نماز به زدودن و سواس از زندگي انسانها اختصاص دارد.

چنانچه مروري بر آداب طهارت در رساله هاي فقهي علماء شيعه داشته باشيم ، متوجه مي شويم ، كه بسياري از دستورات توجه به شك هاي وسواس آميز در مورد طهارت جسم يا لباس را باطل اعلم كرده اند ، مثلا اگر شخصي شك كند كه وضويش باطل شده يا نشده است ، بايد بنا را بر باطل نشدن آن بگذارد ، يا آن كه اگر شك كند لباسش نجس يا پاك است بنا را بر پاك بودن لباس مي گذارد .

اين دستورات در آداب نماز نيز به همين گونه است ، بعنوان مثال از جمله شكياتي كه هرگز نبايد بدان اعتنا نمود ، شك كثير الشك ( كسي كه زياد شك مي كند ) است . يا اين كه در بسياري از ساير شكيات نماز ( مثلا شك بين 3 و 4 ركعت ) بايد براي پرهيز از وسواس بنا را به يك طرف شك گذاشت و بدان عمل نمود .

بدين ترتيب آموزشهاي نماز ، بسي قدرتمندتر از روشهاي معمول در علم غرب ( مثل روش حساسيت زدايي تدريجي ) در زدودن وسواس مطرحند ، چرا كه انسان نمازگزاري كه در شبانه روز بارها به تعاليم ضد وسواس توأم با نماز گردن مي نهد ، در زندگي روزمره خود ، قطعا دور از وسواس خواهد زيست .

نكته نوزدهم:

تاثير نماز بر شيوع خودكشي:

( واستعينوا بالصبر و الصلوه .. )

سوره مباركه بقره / آيات شريف 445 و 153

قدمت “ خودكشي ” به اندازه قدمت خود انسان است . در سراسر تاريخ مكتوب بشر ، به اقدام انسان براي از ميان بردن خود اشاره شده است . (36) كه از آن جمله مي توان به داستان خودكشي “آژاكس ” در ايلياد هومر اشاره كرد .

تقريبا هيچ جامعه اي را نمي توان يافت كه اقدام به خودكشي در آن بوقوع نپيوندد. توجه كنيد كه “ اقدام به خودكشي ” با “ خودكشي موفق ” تا حدودي متفاوت است ، بعنوان مثال ثابت شده است كه خودكشي هاي جدي و مصمم كه معمولا از روشهاي جدي و خشونت آميز ( مثل پرت كردن خود از ساختمانهاي مرتفع ، پريدن زير قاطر ، حلق آويز كردن ، بريدن رگ يا استفاده از گلوله و ..) صورت مي گيرد ، عمدتا در مردها و در سنين بالا و با موفقيت بوقوع مي پييوندد.

در عوض “ اقدام به خودكشي ” به شيوه تهديد آميز يا نمايشي و با استفاده از روشهاي كم خطر تر مثل مصرف دارو ، بيشتر در خانمها و در سنين جواني شايع است و كمتر به موفقيت مي انجامد . هر چند كه در موارد تهديد و اقدام نمايشي به خودكشي نيز بايد مساله را كاملا جدي گرفت . چرا كه 70 تا 80 درصد كساني كه خودكشي موفق مي كنند ، قبلا نيت خود را با كسي در ميان گذاشته اند كه البته مورد توجه قرار نگرفته است .(37)

در هر صورت آن چه كه براي ما مهم است ، دلايل اقدام به خودكشي يا خودكشي موفق است كه عمدتا به سه گروه تقسيم مي شوند :

1. زمينه هايي رواني

2. زمينه هاي اجتماعي .

3. بحرانهاي شخصي و اتفاقاتي كه ايجاد فشار رواني مي كنند (38) .

درباره زمينه رواني ، يك بررسي آماري در آمريكا پيرامون خودكشي نشان داده است كه : 72 درصد خودكشي هاي موفق به علت بيماري افسردگي ، 13 درصد به علت مي بارگي ( الكليسم ) ، 8 درصد به علت ساير بيماريهاي رواني و 7 درصد بدون هيچ زمينه قبلي يا بيماري رواني خاص بوقوع پيوسته اند . بررسيهاي مشابه وجود اختلالات شخصيت توأم با اعتياد به الكل و يا مواد مخدر را در اقدام كنندگان به خودكشي و كساني كه موفق به خودكشي مي شوند نشان مي دهد .

اما از جمله زمنيه هاي اجتماعي موثر در خودكشي ، به انزواي اجتماعي ( ناشي از پيري ، بازنشستگي ، تغيير منزل و گسستن پيوند از خانواده و .. ) اشاره شده است .. بعنوان مثال آسيب پذيرترين گروه مردان پيري شناخته شده اند كه بر اثر بازنشستگي از كار و تقليل روابط اجتماعي و كم شدن يا از دست دادن درآمد در آنها باعث ايجاد احساس از دست دادن موقعيت در جامعه وفقدان هدف در زندگي فردي شده است كه ممكن است منجر به احساس بي ارزشي و افسردگي گردد و در نهايت به خودكشي منجر شود.

در ميان بحرانهاي شخصي ( سومين گروه ) نيز فشارهاي رواني ناشي از داغديدگي ، فشار مالي و قانوني و وجود بيماري در خانواده حائز اهميت بيشتري شناخته شده اند .(39)

با مرور كلي و گذرايي كه بر عوامل ايجاد خودكشي انجام داديم ، نقش “ نماز ” در تخفييف يا از بين بردن كامل هر يك از عوامل قابل بررسي است . درباره تاثير ايمان و “ نماز ” بر زمينه هاي رواني ، مي توانيم به تاثير عمده نماز در زدودن افسردگي و ايجاد اميد و انگيزه زندگي در افراد اشاره نمود و اين غير از عوامل دروني و ناقل هاي عصبي شيميايي ضد افسردگي است كه توسط نماز فعال مي شود و ما در نكته دوم از اين مجموعه مقالات بدان اشاره نموده ايم .

بعلاوه واضح است كه نمازگزار واقعي را با “ مي و افيون ” ( كه عوامل محرك ديگري در تحريك به خودكشي هستند ) ، ميانه اي نيست . در مورد تاثير نماز بر رفع اختلالات شخصيت نيز در آينده طي چند نكته سخن خواهيم گفت .

ما در زمينه هاي اجتماعي از جمله انزواي سالخوردگان نيز تاثير نماز نمود بارزي دارد ، ديدگاه معنوي و آآخرت گراي نمازگزار سبب مي شود ، كه به دوران پيري خويش ، بعنوان فرصتي از آخرين فرصتها براي تجدييد ميثاق با پروردگار خويش و توبه و رهايي از گناهان بنگرد و درست به همين دليل است كه پاي ثابت مسجد هاي ما را پيران و خردمندان تشكيل مي دهند .

گو اين كه جامعه اسلامي و نمازگزار روابط توأم با احترام و ارزش را با اين گروه افراد بواسطه سابقه اسلامي شان از ضروريات مي داند .

اما در بعد بحرانهاي شخصي ، مثلا در مورد داغديدگي ، باز هم ديدگاه معاد نگر و تكرار “ مالك يوم الدين ” توسط نمازگزار او را به طور كلي ، حتي از فكر خودكشي نيز دور مي سازد . چرا كه ديدگاه معاد نگر نمازگزار سخن مولاي متقيان جهان حضرت علي (علیه السلام) را به ياد مي آورد كه فرمودند : “ گمان كنيد اين شخصي كه مرده است ، به مسافرتي دور و دراز رفته است و اگر روزي او از سفر باز نگردد ، شما براي ديدارش به همان سفر دور و دراز خواهيد رفت ”

به اين ترتيب واكنش نشان دادن در مقابل داغديدگي و ساير بحرانهاي شخصي ، آن هم به شكل خودكشي در مورد مسلمان نمازگزار به كلي بعيد به نظر مي رسد . بخصوص كه “ صبر و صلوه ” قدرتمندترين دستاويزهاي انسان در بحرانهاي زندگي ، به حساب مي آيند . به قول رهبر عظيم الشأن انقلاب : انسان در هر شرايطي به نماز محتاج است و در عرصه هاي خطر محتاج تر ” .

نكته بيستم:

تاثيرنماز بر انحرافات جنسي:

«ان الصلوه تنهي عن الفحشاء و المنكر»

سوره مباركه عنكبوت آيه 45

انحرافات جنسي از دردناك ترين مشكلات بشر در آستانه قرن بيست و يكم است . بررسيهاي كينزي در سال 1948 نشان داد كه از هر 100 مرد آمريكايي 4 مرد منحصرا همجنس خواه هستند ، يعني كوچكترين تمايلي به جنس مخالف ندارند !؟! اين در حاليست كه گروههاي پر تعداد ديگري از اين 100 نفر ، همجنس را بر غير همجنس ترجيح ميدهند يا تفاوتي بين همجنس و غير همجنس برايشان نيست و يا با اين كه به غير همجنس متمايلند ، بطور اتفاقي يا بيش از اتفاقي همجنس بازي نيز مي كنند . بدين ترتيب اين آمار نشان مي دهد ، بيش از 3/1 مردان آمريكايي بعد از سالهاي بلوغ خود همجنسي بازي كرده اند و حداقل نصف اين آمار در مورد زنان آمريكايي نيز ، صادق است .(40)

تازه اين آمار مربوط به زماني است كه تفسير غلط از نظريات فرويد و انحراف از آن ، گسترش چنداني پيدا نكرده بود . بديهي است پس از گذشت چند دهه بايد هم همجنس بازها به جايي رسيده باشند كه در پارلمان آمريكا براي خود نماينده داشته باشند و كميسيون تشكيل دهند .

جالب اينجاست كه برخي منابع علمي روانپزشكي ، حتي اين تمايل را در برخي كاملا بهنجار و در افراد طبيعي با شخصيت پايدار و عاري از هر گونه نشان رواني و با انطباق خوب از نظر اجتماعي توصيف كرده اند !(41) با اين اوصاف اگر همجنس بازي و لواط انحراف جنسي نيست ، مي توان حدس زد ، كه انحرافات جنسي در قاموس غرب ديگر چه واويلايي است !؟!

بچه بازي ، نمايش اعضاي جنسي ، ساديسم و مازوخيسم جنسي ، مبدل پوشي ، خود ارضايي ، نظر بازي ،حيوان دوستي ، مرده دوستي و نمونه هاي بسيار متعدد ديگري كه قداست قلم مانع از توصيف آنهاست ، همگي نمونه هايي از مهار گسيختگي و سقوط فاجعه آميز غرب در قهقراي فساد جنسي و فحشاء به شمار مي آيند .

بدين ترتيب انحرافات جنسي صرفنظر از مشكلات اجتماعي ، فرهنگي ، خانوادگي و .. كه ايجاد مي كنند تنها در بعد پزشكي و آن هم جداي از نتايجي كه در بروز بيماريهاي جسمي ماند بيماريهاي مقاربتي بر جاي مي گذارند ، به خودي خود ، از بزرگترين مشكلات پزشكي بشر امروز به حساب مي آيند.

اين در حاليست كه در جوامع اسلامي ، قرنهاست كه نماز فعالانه و مقتدرانه بسان يك منجي از هر حيث قابل اطمينان ، دامان مدد جويندگان از خويش را از هر گونه فحشاء و انحراف جنسي پاك و مصون داشته است .

آيين اسلام با ترغيب هايي متعدد به امر ازدواج و بخصوص با وضع قانون مقدس ودرخشان ازدواج موقت ( كه با وجود آنكه از موارد اساسي اختلاف شيعه و سني است ، دركشور شيعه مذهب ما نيز بسان ممالك اهل سنت به فراموشي محض سپرده شده است ) از هر جهت انسان را براي ارضاي غريزه نيرومند جنسي ، از طريق مشروع راهنمائي مي كند . آيات متعدد سوره هاي نور ، احزاب ، بقره . نساء و .. بهترين گواه براي اين موضوع است .

اما علاوه بر تحريك همه جانبه اسلام براي ازدواج و حتي سهل نمودن آن مثلا با وضع قانون متعه ( براي ريشه كن كردن موانع اقتصادي ازدواج ) و علاوه بر مجازاتهاي سختي كه براي منحرفين جنسي در نظر گرفته شده است ، ساير قانونهاي اسلامي به گونه اي ارايه شده اند كه چنانچه حتي شخص بدلايلي از ازدواج باز ماند ، هرگز به فساد و انحراف آلوده نشود و در رأس اين قانونها ، فريضه نوراني “ نماز ” است .(42) نمازگزار با امداد از “ نماز ” توانايي كنترل غرايز خود را افزوني مي بخشد و آتش سوزاننده و پر لهيب فحشاء را كه چه بسا ممكن است به انحراف جنسي بيانجامد به آب عفاف ، سرچشمه گرفته از “ نماز ” خاموش مي كند.



نكته بيست و يكم:

تاثير نماز بر احساس امنيت رواني:

پس كداميك از دو دسته مردم سزاوار به امنيت اند ( بگوييد ) اگر مي دانيد ! ( بگو ) : كساني كه ايمان آورده اند و ايمان خود را به ستم نياميخته اند .

( سوره مباركه انعام ـ آيه شريفه 82)

هر چند كه در پزشكي و زيست شناسي امروزي واژه استرس به معني هايي متفاوتي به كار مي رود ، اما بر اساس تعريف هانس سليه ( روانشناس مشهور ) استرس در پزشكي و روانپزشكي معمولا اشاره به موقعيت هاي رواني و اجتماعي متنوعي دارد كه قادر به ايجاد بيماريهاي جسمي و رواني و ساير اختلالات رفتاري است .

مطالعات هاروي برنر ( محقق برجسته استرس ) نشان مي دهد كه آمار مرگ و مير ، بيماريهاي جسمي ، خودكشي و ديگركشي ، پذيرش به بيمارستانهاي رواني و زندانها و.. در ميان افرادي كه در معرض استرس هاي گوناگون بوده اند ،، به مراتب بيشتر از افراد عادي است .

از آنجا كه زندگي انسانها در عصر حاضر ، با استرس هاي بسيار متعدد و گوناگوني همراه شده است و با توجه به اين كه لازمه زيستن و تداوم زندگي سازش پذيري و مقاومت در برابر استرس هاست ، لزوم برخورداري انسان از وسايلي كه درجه مقاومت او را در مقابل استرس ها افزايش بخشند و احساس آرامش و امنيت رواني را در وجود او حكمفرما سازند ، بوضوح احساس مي شود .

چنانچه با دقت كافي و استناد به شواهد آماري به مكانهايي كه استرس هاي متعدد زندگي كار افراد را بدانجا مي كشاند ( مكانهايي مثل مطب پزشكان ، بيمارستانهاي جسمي و رواني ، قبرستان جوانمرگ ها !؟! ، زندانها و .. ) سري بزنيم متوجه مي شويم كه تعداد مذهبي ها ، در مقايسه با غير مذهبي هاي حاضر در اين قبيل جاها بسيار متفاوت است .

بعنوان مثال در كشور خودمان 90% محكومان زندانها را افراد بي نماز تشكيل مي دهند . يا مثلا آمار بيماران بستري در بيمارستانها كه با نماز بيگانه اند به طرز باورنكردني بيش از اشخاص مقيد به نماز است .

اين موضوع نه فقط در كشورهاي مسلمان ، بلكه در سرتاسر جهان عموميت دارد . بعنوان مثال : بررسي جوامع هوتري‌” در آمريكاي شمالي حاكي از آن بود كه بروز اختلال رواني در آنها كمتر از ساير افراد جامعه است . جوامع هوتري نسبتا پايدار و منزوي هستند و در شرايط آرام كشاورزي و با عقايد ديني استوار زندگي مي كنند .

بدين ترتيب مي توان با فيلسوف بزرگ قرن اخير ليمان هم عقيده بود ، آنجا كه گفته است : دين و مذهب در زندگي به انسان اطمينان و تكيه گاه روحي مي بخشد .” با اين اوصاف نماز بعنوان برجسته ترين چهره ايمان ، نقش بزرگي در ايجاد امنيت رواني و توانايي مقابله با استرس ها در انسان ايفا مي كند و اگر به ياد آوريم كه بيش از 60% مراجعه كنندگان به بيمارستانهاي عمومي ، در واقع از يك مشكل رواني رنج مي برند و بيماريهاي ( روان تني ) در طب نوين روز به روز جايگاه مهمتري پيدا مي كند ، مي توانيم از دريچه تازه اي از نقش نماز در بيماريهاي جسمي سخن بگوييم .

پس با اين ديدگاه ، در چند شماره آينده به بررسي تاثيرات نماز بر برخي اختلالات مورد بحث در طب روان تني خواهيم پرداخت .

نكته بيست و دوم: تاثير نماز بر بيماريهاي تيروئيد:

در اصطلاح لغوي مردم كرمان ( بويژه در گويش سيرجاني ) ، از بيماري گواتر تيروئيد با عنوان غمباد ( غم + باد ) نام برده مي شود . چرا كه تجربه به آنها نشان داده است اين بيماري كه تظاهر عمده آن به صورت بزرگي منتشر غده تيروييد است بيشتر در اشخاصي بروز مي كند كه در معرض غم و غصه و ناراحتي بيشتري در طول زندگي خود بوده اند !

اين باور قديمي كرمانيان ، توسط منابع علمي جديد نيز تا حدودي تأييد مي شود . چرا كه طي ساليان دراز ، پزشكان بروز پركاري تيروييد را متعاقب ناراحتيهاي هيجاني ، استرس و شوك هاي مختلف ، گزارش كرده اند . استرس هاي هيجاني متفاوتي ممكن است با بروز پركاري تيروييد ، عمراه باشد . مثلا داغديدگي ، گرفتاريها و بحرانهاي زناشويي ، نگراني هاي خانوادگي و مال ، تصادف و غيره (43)

هر چند كه عوامل مختلفي ، بصورت پديده هاي زنجيره اي و پي در پي ، در تيروييد ، بيماري ايجاد مي كنند . ولي شواهد قوي نشان ميدهد كه استرس هاي رواني ـ اجتماعي و گرفتاريهاي هيجاني مي تواند اثر آشكار ساز در شروع بيماري داشته باشد .

بنابراين هر عاملي كه سبب تخفيف و كاهش استرس ها شود ، مي تواند بعنوان پيشگيري كننده از برخي بيماريهاي غده تيروييد مطرح گردد .

تلقين هاي اميد بخش و زندگي ساز توأم با نماز (44)- كه در صورت حضور قلب و توجه به مفاهي م نماز تجلي مي كنند ، به نمازگزار حس همه جانبه امنيت رواني را هديه مي دهد كه در شماره گذشته به اختصار پيرامون ، آن سخن گفته ايم . در اينجا نيز بد نيست اشاره كنيم ، در پاييز 1994 يك پزشك محقق آمريكايي به نام ارنست ـ لي ـ رسي پس از سالها تحقيق به پيشنهاد مقوله اي به نام پزشكي انساني پرداخته است كه در آن احساس بعنوان پل ارتباطي ميان جسم و روح معرفي شده است .

بدين معنا كه اين محقق آمريكايي و همكارانش به اثبات رسانده اند كه روان از طريق تصورات و احساسات انسان بر ريو ژن ها تاثير مي گذارد و انقلاب نوين كه متحول كننده عرصه علم خواهد بود ، ورود احساس و روان در دنياي پزشكي است . (45)

بدين ترتيب روح و روان قدرتمند نمازگزار ميتواند پيشگيري كننده و حتي درمانگر بسياري از بيماريهاي جسمي ( از جمله بيماريهاي تيروييد ) باشد .



نكته بيست و سوم:

تاثير نماز بر سكته هاي قلبي ومغزي

سكته قلبي شايعترين علت مرگ و مير در ايالات متحده آمريكا و ساير ممالك سنعتي است . (46)

اين شيوع بالا در كشور ما نيز صدق مي كند . بعلاوه سكته مغزي كه به عللي تقريبا مشابه سكته قلبي ايجاد مي شود نيز عامل مهمي در مرگ و بروز ضايعات متعدد رواني و جسمي ، در ممالك مختلف به حساب مي آيد .

هر چند كه عوامل متعدد و گوناگوني ، بعنوان علل ايجاد كننده سكته شناسايي شده اند ، اما در اين ميان تاثير روان بر ايجاد هر كدام از آن علل ، منجر به اين شده است كه امروز سكته ها را بعنوان قسمتي از اختلالات رواني تني ( بيماريهايي كه بر اثر تاثير روان بر جسم ايجاد مي شوند ) بشناسيم .

مطالعات فلاندر زانبار در سال 1936 و مطالعات تكميلي پزشكان ديگر در سالهاي بعد تا كنون ، اين فرضيه را مسلم كرده است ، كه بين تيپ شخصيت افراد و بروز سكته قلبي و مغزي در آنها رابطه تنگاتنگي وجود دارد ، بعلاوه اين نكته نيز امروزه از مسلمات است كه استرس هاي مداوم و طولاني با ايجاد شرايط خاص ، در رگهاي خون دهنده به قلب و مغز ، زمينه را براي بروز سكته در اين اعضاء مساعد مي سازد .

در اين باره ، بسياري از مؤلفين گزارش داده اند كه در موارد بسيار زيادي ، فشارهاي شديد حرفه اي ، نگراني خانوادگي يا مالي ، افسردگي و خستگي مقدم بر بروز سكته هاي قلبي وجود داشته است . اين مولفين نشان داده اند كه سطح كلسترول ( چربي حيواني ) در خون افرادي كه تحت فشار فكري هستند بالا مي رود و احتمال بروز لخته هاي منجر به سكته در رگهاي قلب بيشتر مي شود . متخصصين ديگر نيز يكي از مهمترين عوامل منجر به سكته مغزي را ، تنش هاي هيجاني كه در پاسخ به گرفتاريها ، كشمكش هاي رواني و استرس ها ، بوجود مي آيد ، ذكر نموده اند . (47)

بر اين اساس حتي براي درمان مبتلايان به سكته كه جان سالم بدر مي برند . علاوه بر درمانهاي طبي مختلف ، استفاده از داروهاي روانپزشكي و حتي روان درماني و رفتار درماني نيز . توصيه مي شود . (48)

با اين اوصاف ، توجه به اين نكته مهم است كه هر عاملي كه سبب تخفيف استرس ها وايجاد امنيت رواني در شخص گردد و هر عاملي كه بتواند در برقرار كردن شخصيت متعادل در افراد موثر واقع شود ، خواهد توانست تاثير چشمگيري بر كاهش ميزان سكته هاي قلبي و مغزي بگذارد .

ما در شماره هاي مختلف اين مجموعه نوشتار ، از احساس امنيت رواني ، كه بر اثر نماز براي انسان حاصل مي گردد و نقش حفاظتي كه نماز در مقابل اضطراب ها و استرس هاي حاد و مزمن زندگي ايفا مي كند ، سخن گفته ايم و خواهيم گفت . بعلاوه طي شماره هاي آينده راجع به تاثير نماز بر اختلالات شخصيت و نحوه اي كه نماز از آن طريق شخصيتي باثبات و متعادل ايجاد مي كند ، به بحث مختصري خواهيم پرداخت .

با عنايت به مجموعه مباحث مذكور و با توجه به اين كه دانستيم در بروز سكته هاي قلبي و مغزي ، علاوه بر اين كه تيپ شخصيت افراد ، نقش مهم دارد ، استرس هاي حاد و مزمن زندگي نيز ايفاي نقش موثر مي كنند ، مي توانيم به اين نكته درخشان دست يابيم كه نماز با ايجاد ثبات در شخصيت و ايمني بخشي در مقابل استرس ها ، ريسك ابتلا به سكته هاي مغزي و قلبي را به شدت كاهش مي دهد .

نكته بيست و چهارم: تاثير نماز بر زخمهاي گوارشي:

زخم معده و زخم اثني عشر از شايعترين موارد مراجعه به پزشكان داخلي و جراحان ، به حساب مي آيد كه در بروز اين مشكلات ، عوامل مختلفي ، دخيل دانسته شده است ، از جمله اين اواخر وجود نوعي ميكروب خاص (49) را در دستگاه گوارش عده زيادي از مبتلايان به زخمهاي گوارشي ، در اين مورد موثر مي دانند .

اما اعتقاد عاميانه اي در فرهنگ ايراني وجود دارد ، كه مثلا وقتي مادرها يا مادربزرگ ها ، از شلوغي و آزار بچه ها و نوه هاي خويش ، به ستوه مي آيند ، خطاب به آنها مي گويند : بس است ديگر ! از دست تو زخم معده گرفتم !؟!

كه صحت اين صحبت عاميانه يعني وجود ارتباط ميان غم و غصه و بروز زخمهاي گوارشي ، توسط منابع علمي جديد كاملا تاييد مي شود : مشاهدات باليني طي ساليان دراز نشان داده است ، كه علايم زخمهاي گوارشي ممكن است در اثر تغييرات هيجاني بيمار يا تجربه شرايط استرس زاي مختلف ، شروع و يا تشديد شود (50)

در راستاي اين فكر ، مطالعه اي كه روي هزاران نفر از افراد خوانده شده براي خدمت سربازي در ايالات متحده آمريكا ، انجام گرفته است ، نشان مي دهد كه زخمهاي گوارشي بيشتر در افرادي پيدا مي شوند كه نه تنها ميزان ترشحات معدي ( بخصوص اسيد معده ) در آنها بالاتر از حد طبيعي است ، بلكه دچار برخي واكنشهاي هيجاني را در آنها براي ايجاد زخم گوارشي پديد مي آورد .(51) در اين مورد فرانس الكساندر به ترسيم شخصيت هاي خاصي از نظر رواني مي پردازد كه بروز ، زخم هاي گوارشي ، اكثرا در آنها اتفاق مي افتد.(52) و به اين ترتيب اين مجموعه نكات را بايد در ايجاد تسكين رواني در مبتلايان به زخمهاي گوارشي ، در نظر داشت .

با اين اوصاف مي توان توجه كرد ، كه عوامل تسكين بخش روان ، ( به خصوص درصدر آنها عوامل مذهبي ) مي توانند نقش عمده اي در كاهش دادن زمينه ابتلا به زخمهاي گوارش ايفا كنند و در اين مورد در كشور ما جاي تحقيق ها و پژوهش هاي جامع آماري ، كه به مقايسه معني دار ميان نمازگزاران و تارك الصلوه ها ، در مورد ميزان ابتلا به بيماريهاي مورد بحث ، در طب روان تني ، از جمله زخمهاي گوارشي بپردازند ، به شدت خالي است .

اما آنچه كه با استناد به شواهد نظري مي توان استنتاج كرد ( يعني با روشي كه نويسنده اين مجموعه مقالات با توجه به امكانات محدود خود ، ناگزير بدان بوده است ) اين است كه نماز به عنوان يك واكسن قدرتمند در ايمني بخشي در مقابل استرس ها و ناملايمات زندگي و ايجاد احساس امنيت رواني در اشخاص و به علاوه از آن مهمتر با ايجاد ثبات در شخصيت و برقرار كردن تعادل رواني ، مي تواند ، اثر شگرفي بر همه مشكلات جسمي ، كه به شدت زير نفوذ تاثيرات رواني ، هستند بگذارد ، كه ما نمونه هايي از اين مشكلات را طي شماره هاي اخير ، بررسي كرده ايم .

نكته بيست و پنجم:

تاثير نماز بر بيماري آسم:

“ آسم ” يكي از شايعترين بيماريهاي انسان است ، به طوريكه شيوع آن در طب اطفال ، 5 تا 10 درصد كل كودكان تخمين زده مي شود .” (53) كه اين بيماري در بسياري از آنها تا بزرگسالي نيز ادامه پيدا مي كند . بدين ترتيب كمتر كسي است كه در دوران زندگي خود با بيماران مبتلا به آسم ، برخورد نكند و شاهد مشكلات مختلف آنان از جمله تنگي نفس ، سرفه مداوم ، خس خس سينه و .. كه گاهي به صورت حمله هاي شديدي بيماري تظاهر مي كنند نباشد.

مطالعات علمي جديد بر گروههاي سني مختلف مبتلا به آسم ، نشاندهنده آن است كه در ايجاد بيماري آسم ، سه عامل برجسته ، مهمترين نقش را ايفا مي كنند ، كه اين سه عامل عبارتند از :

1. ميكروبهايي كه وارد دستگاه تنفسي انسان مي شوند ( عفونتها ) 2

2. . عوامل حساسيت زا ، از جمله گردو غبار ، دود سيگار ، گرده گياهان ، كه در مورد اشخاص مختلف ،ممكن است اين عوامل مختلف باشند .

3. مسائل رواني از جمله اضطراب ، عصبانيت ، غم ، شادي ، تحقير ، خنده و حتي انتظار خوشايند شركت در يك محفل اجتماعي مطلوب و به طور كلي استرس هاي حاد و مزمن.

اما نقش عوامل رواني از ديدگاه ديگري نيز ، توجه پزشكان را به خود جلب نموده است و آن “ تاثير تلقين بر آسم ” است ، چرا كه در برخي از موارد تلقين مي تواند ، موجب تسكين حمله هاي آسم شود :‌“ يك مثال مشهور در اين مورد ، مربوط به پزشكي است ، كه مبتلا به آسم بود و براي گذراندن تعطيلات آخر هفته ، به هتل دورافتاده اي ، در يك منطقه ييلاقي رفته بود ، در نيمه هاي شب او با يك حمله شديد آسم از خواب بيدار شد و كورمال كورمال به جستجوي كليد لامپ برق بر آمد و وقتي كه از پيدا كردن آن عاجز شد ، نااميدانه كفش خود را برداشت و قصد پنجره را كرد و وقتي وجود شيشه اي را احساس كرد ، آن را شكست و نفسهاي عميقي كشيد و حمله آسمي او متوقف شد و شب آرامي را گذراند ولي صبح روز بعد ، او با وحشت زياد ، دريافت كه بجاي پنجره آينه را شكسته است !”

با توجه به اين قبيل شواهد است كه مي توان آسم را نيز جزو بيماريهاي مورد بحث در طب روان تني ، به شمار آورد و نتيجه گرفت كه چنانچه احساس امنيت رواني در بيماران آسمي ايجاد گردد و چنانچه مكررا در معرض تلقين هاي سازنده رواني ، قرار گيرند ، قدم بزرگي در تسكين بيماري آنها برداشته شده است .

در شماره هاي گذشته اين مجموعه مقالات به تاثير نماز بر عفونت هاي تنفسي اشاره نموديم و بدين نكته رسيديم كه “ عفونت ” ها ( كه خود يكي از عوامل بر انگيزنده آسم مي باشند بوسيله شستشوي مجراي تنفس در وضو تا حدي قابل كنترل هستند . اين نكته را مي توان در مورد ساير عوامل حساسيت زا ، مثل گرد و خاك و گرده گياهان ( يعني دومين عامل بر انگيزنده آسم ) نيز به نحوي صادق دانست . اما آنچه كه در مورد تاثير نماز بر آسم ، غير قابل انكار است ، تاثير تنش زائي نماز و احساس امنيت رواني عميقي است كه بر اثر آن حاصل مي شود و بي شك اثر التيام بخش بزرگي بر بروز سومين گروه از عوامل برانگيزنده آسم ، يعني عوامل رواني مي گذارد .

به خصوص كه تلقين هاي سازنده و زندگي بخش توأم با نماز (54) ، قابل مقايسه با آن گروه تلقين هاي رواني است كه گهگاه باعث تسكين آسم يا پيشگيري از بروز حملات آن مي شوند .

ضمنا ديدگاه ويژه نمازگزار به زندگي در دنيا و ثبات شخصيت او ( كه در شماره هاي آينده پيرامون آن بحث خواهيم كرد ) باعث مي شود كه نمازگزار در مقابل افت و خيزهاي غير منتظره زندگي ، نه چندان شاد و نه چندان غمگين شود ، و در نتيجه به حذف آن گروه از تغييرات هيجاني كه مسبب تشديد آسم هستند ، از زندگي خود بپردازد .

نكته بيست و ششم:

تاثير نماز بر اختلال شخصيت پارانوئيد(55):

يا أيها الذين آمنوا اجتنبوا كثيرا من الظن ان بعض الظن اثم

سوره مباركه حجرات ـ آيه 12

شايد بد نباشد “ شخصيت پارانوئيد “ را به “ شخصيت ظنين ” ترجمه نمائيم . چرا كه مبتلايان به اين اختلال ، دچار سوء ظن عميق و عدم اعتماد نسبت به بسياري از اطرافيان خودمي باشند . اين اختلال كه به طور شايعي در مردان بيش از زنها ديده مي شود معمولا در اوايل جواني آغاز مي گردد و در جامعه ما با عناوين مختلفي مثل بدبين ، متعصب يا دل سياه ! و .. شناخته مي شود.

مبتلايان به اين عارضه كارهاي اطرافيانشان را براي خود به شدت تحقير كننده يا تهديد آميز مي دانند و پيوسته نگران نوعي آسيب ديدن يا سوء استفاده از جانب ديگران هستند . اين افراد با اين كه به كرات ، وفاداري و قابل اعتماد بودن دوستان و خويشاوندان خود را مورد ارزيابي و پرسش قرار مي دهند ، اما با اين وجود باز هم به دوستي و همراهي آنان شك دارند.

مسئله شايع در مورد مبتلايان به اين بيماري ، شك و سوء ظن دائمي و بدون دليلي است كه در مورد وفاداري همسران خود به خرج مي دهند و پيوسته در جستجوي شواهدي از خيانت همسران خود بر مي آيند . بدين ترتيب رفتار آنها پيوسته در اطرافيانشان ترس و تعارض ايجاد مي كند و به طور كلي اين بيماران در زمينه كار و زندگي با ديگران دچار مشكلات هميشگي هستند و مسائل شغلي و زناشوئي فراواني برايشان ايجاد مي شود . چرا كه آنها در بسياري از مسائل ساده و خوش خيم زندگي ، نشانه هايي از تحقير يا اهانت مي يابند . مثلا “ تصور مي كنند كه فلان همسايه به قصد آزارشان ظرف زباله را دم در گذاشته است !؟! در مورد درمان اين بيماري دانش پزشكي چندان توفيقي نداشته است و چه بسا كه اين بيماري در تمام طول عمر فرد برطرف نشود ، اما آيين اسلام كثير الظن بودن را نوعي گناه به حساب مي آورد و در واقع مهر تاييد بر بيمار بودن اين افراد مي زند . پس مي توان انتظار داشت هر دستور اسلامي از جمله نماز ، كه گناه را از انسان دور مي كند ، در زدودن بيماري گناه آل ود نيز موثر واقع شود . (56)

همانطور كه اشاره كرديم شروع اين اختلال در آغاز جواني مي باشد ، يعني زمانيكه چند سالي از وجوب فريضه نماز گذشته است و انسان نمازگزار سالهاست كه در نماز خود “ الحمدلله رب العالمين ” گفته است و خداي را به بزرگي و احاطه كامل بر جهان و جهانيان ستوده است و بدين ترتيب اين باور را در وجود خويش ملكه ساخته است كه “” جهان را صاحبي است خدا نام ، كه برگي بي اذن و اجازت او بر زمين نمي افتد “ و با زمزمه مدام ” اياك نعبد و اياك نستعين ” بدين باور قلبي رسيده است كه همه كار خود ، همه زندگي خود و همه هستي خودش را فقط به خدايي اينچنين قدرتمند بسپرد و از هيچ اتفاق ناگواري ، نگران نباشد و نينديشد .

تكرار اين باور عميق ايماني ، بارها و بارها در طي شبانه روز ، نمازگزار را بدانجا مي رساند ، كه حتي اگر در اطرافيان خود رفتاري را تهديدكننده يا تحقير آميز بيابد و يا به ظني در رابطه با همسر يا بستگان خود برسد ، با تكيه بر همان نماز و ايمان ، از سوء ظن گناه آلود بپرهيزد و حساب را با پروردگار منتقم و حضرت كرام الكاتبين اندازد .

به قول حافظ شيرازي گوي شيراز :

كار خود گر به خدا بازگذاري حافظ اي
بسا عيش كه با بخت خدا داده كني

هر چند كه به نظر مي رسد در بعد پيشگيري ، با توجه به آن كه سن شيوع و شروع اين اختلال در آغاز جواني و سالها پس از وجوب نماز است ، بروز اين اختلال در نمازگزاران بسي غير قابل معمول تر از افراد تارك الصلوه باشد .

نكته بيست و هفتم: تاثير نماز بر اختلال شخصيت اسكيزوئيد(57):

برخي روانپزشكان ايراني “ شخصيت منزوي ” را بعنوان بهترين ترجمه ، به جاي “ شخصيت ” اسكيزوئيد پيشنهاد كرده اند . چرا كه مبتلايان به اين اختلال ، عمري را در كناره گيري از اجتماع گذرانده اند و در نظر ديگران آدم هائي مردم گريز ، منزوي و تنها هستند . مطالعات آماري در ايالات متحده آمريكا ، احتمال اين كه از هر 100 آمريكايي حدود 7 نفر مبتلا به اين اختلال باشند را مطرح كرده است كه دلالت بر شيوع بالاي آن دارد .

مبتلايان به اين حالت اكثرا مشاغل انفرادي كه حداقل تماس با ديگران را ايجاب مي كند ، انتخاب مي كنند و حتي برخي كارشبانه را به كار روزانه ترجيح مي دهند تا مجبور به مدارا با افراد بيشتري نباشند .

اين افراد آرام ، مردم گريز ، درون گرا و غير اجتماعي هستند و ضمن كناره گيري و عدم دخالت در امور روزمره به ديگران چنان اهميتي نمي دهند وشايد اگر مختصر ذوق ادبي هم داشته باشند ، با برداشتي سطحي از اين بيت مشهور عارفانه ، پيوسته زمزمه مي كنند :

دلا خوكن به تنهايي كه از تن ها بلا خيزد
سعادت آن كسي دارد كه از تن ها بپرهيزد

همين وضعيت آنهاست كه باعث مي شود غير از بستگان درجه يك ، دوستان نزديك يا محرم خاصي نداشته باشند و علاوه بر آن هيچ ميلي نيز براي ايجاد روابط نزديك با ديگران در خود احساس نكنند .

روشهاي مورد استفاده در روانپزشكي امروز براي درمان اين عارضه اعم از روان درماني ، گروه درماني و يا حتي دارو درماني ، به خصوص در شرايط و امكانات كشور ما چندان عملي و مورد استفاده و كاربرد نمي باشند .

اما چنانچه در پيشگيري و يا درمان اين اختلال شايع شخصيت ، روش عملي بي نظيري را جويا باشيم ، كلمه درخشان “ نماز ” باز هم راهگشا خواهد بود .

توصيه مؤكد اسلام مبني بر اقامه نمازهاي واجب يوميه به جماعت و علاوه بر آن بانگ روح افزاي نماز جمعه در فراخواندن به يك اجتماع شكوهمند و پر شور هفتگي بعنوان سمبل بزرگي از اصالت “ اجتماعي بودن ” و ترك رهبانيت در همه تعاليم اسلامي مطرحند و گويي همه اين قبيل تعاليم ، خود به خود نمازگزار را از گوشه نشيني و تنهايي ، به بطن اجتماع مي كشاند .

بعلاوه نكته مهم ديگري كه در آموزشهاي متعالي نماز در زدودن روحيه انزوا و مردم گريزي در انسان ، خودنمايي مي كند ، اين مطلب است كه ضماير سوره مباركه “ حمد ” بعنوان ‚ ام الكتاب ” و هسته اصلي نماز و تعاليم اسلامي ، همگي به صورت جمع ادا مي شوند : ( .. اياك نعبد و اياك نستعين ، اهدنا صراط المستقيم )

به قول استاد ارجمند و دوست بزرگوارم ، جناب آقاي “ دكتر حسن توانايان فرد ” در كتاب ارزشمند “ بهره وري در آموزشهاي نماز ” : “ اين كه نعبد مي گوئيم و نه اعبد و اين كه نستعين مي گوئيم و نه استعين ” ، به عبارت ديگر اين كه ‚ مي پرستيم ” مي گوئيم و نه مي پرستم و “ كمك مي جوئيم ” مي گوييم و نه كمك مي جويم ، يعني ضمير جمع به كار رفته و نه ضمير متكلم وحده ، به اين دليل است كه به ما بياموزد ، در اسلام ، جمع مقدم بر فرد است .. ” (58)

اين مطلب ، يعني وجود ضماير جمع و تكرار ” ما بودن ” و نه ” من بودن ” در جاي جاي نماز عموميت دارد و در اساسي ترين اذكار نماز به چشم مي خورد . مثلا در سلام دوم نماز مي گوئيم : ( السلام علينا و علي عباد الله الصالحين ) و يا حتي در معروفترين دعاهاي مستحب در قنوت ، دعا مي كنيم : ( ربننا آتنا في الدنيا حسنه و في الاخره حسنه و قنا عذاب النار )

به اين ترتيب ، نماز نه تنها از ابتلا به اختلال اسكيزوئيد پيشگيري مي كند ، بلكه توانايي دارد كه مبتلايان به اين عارضه را براي هميشه از كنج عزلت ، به قلب جامعه بكشاند .

نكته بيست و هشتم:

تاثير نماز بر اختلال شخصيت نارسيتيك(59):

حضرت علي (علیه السلام) : نماز ، داروي تكبر است .

نارسيس ( نرگس ) نام پسر جوان افسانه اي است ، كه در دوران كهن ، تصوير خود را در آب زلالي ديد و يك دل نه صد دل ، عاشق خود شد !؟! و اين داستان عجيب ، وجه تسميه اي براي معرفي نوعي اختلال شخصيت موسوم به اختلال شخصيت خود شيفته narcissistic personality disorder) ( گرديد .

افراد مبتلا به اين اختلال ، با احساس عميق اهميت شخصي ، احساسات خود بزرگي بيني و به نوعي ، اعتقاد به بي نظير بودن خودشان مشخص هستند ! اين اختلال عميق شخصيت كه در اوايل بزرگسالي به ظهور مي رسد ، روي افكار ، اعمال و رفتار شخص به شدت تاثير مي گذارد بدين نحو كه آنان خود را آدم هاي خاصي مي پندارند و انتظار دارند كه به طور خاصي ، با آنان مدارا شود ، اينان هرگز تحمل انتقاد را ندارند و چنانچه كسي از آنان انتقادي بكند ، دچار خشم مي گردند يا ممكن است چنان به رفتار خود اطمينان داشته باشند كه شخص انتقاد كننده را جز ابلهي به شمار نياورند و نسبت به انتقاد او ، كاملا بي تفاوت باشند .

خودشيفته ها ، چنانچه مختصر استعداد ، يا اندك موفقيتي در زمينه اي داشته باشند در آن مورد به شدت مبالغه مي كنند و انتظار دارند ، بدون هيچ دليلي با آنها ، به صورت فردي بي نظير . مخصوص و استثنايي رفتار شود !

اين بيماران براي رسيدن به اهداف خود ، به راحتي از ديگران سوء استفاده مي كنند و در اشتغال ذهني دائم ، با مفاهيمي چون : موفقيت ، قدرت ، استعداد درخشندگي ، زيبائي و ايده آليسم به سر مي برند و پيوسته در پي شكار اظهارات محبت آميز و تعريف و تمجيد ديگران مي باشند .

نمونه مبتلايان به اين اختلال را ، در جامعه ما نيز بسيار مي توان يافت ، مثلا كساني كه تصور مي كنند ضرورتي ندارد آنها هم در صفي كه ديگران منتظر ايستاده اند ، انتظار بكشند !

اين تافته هاي جدا بافته ، كه من خود بر همه چيز و بر همه كس ترجيح مي دهند ، با عناويني چون : از خود متشكر ، خودخواه ، مغرور ، از خود راضي و .. در جامعه ايراني شناخته مي شوند و بوسيله اينن صفت بد خود ، ناراحتي هاي متعددي را براي خود و اطرافيانشان ايجاد مي كند .

به اعتقاد بسياري از روانپزشكان درمان اختلال شخصيت خود شيفته بي نهايت مشكل است ، چون براي پيشرفت درمان خود اين افراد بايد دست از خودشيفتگي بردارند كه اين كار راحتي نيست و در واقع هنوز ساخت داروي شيميايي كه بر عدم تعادل ناقل هاي عصبي مربوط به خودخواهي انسان غلبه كند هم ، ممكن نشده است .

اما پزشكان معنوي بشر ، از قرنها پيش ، راه حل هاي بي نظير و درخشاني ، براي مقابله با خودخواهي و تكبر او ، پيشنهاد كرده اند كه بنابرفرمايش حضرت علي (علیه السلام) در صدر اين راه حلها نماز جاي دارد .

در شماره گذشته گفتيم كه در سرتاسر اذكار نمازهاي يوميه ، ضماير متكلم مع الغير ( جمع ) به جاي ضماير متكلم وحده ( مفرد ) بكار رفته است . بدين معني كه پيوسته ما بودن و نه من بودن در آموزش هاي نماز ، تكرار و تلقين مي گردد و اين موضوع در رفع بسياري از اختلالات پيچيده شخصيت ، از جمله اختلال شخصيت اسكيزوئيد ( منزوي ) ، اختلال شخصيت ضد اجتماعي ، اختلال شخصيت اسكيزوتايپي ( اسرار آميز ) ، اختلال شخصيت خودشيفته و .. نقش مهم و اساسي دارد . چرا كه در همه اين اختلالات كه ما به شرح مختصر برخي پرداخته اين ، اصالت يافتن و تفوق من نسبت به ما زير بناي اختلال به حساب مي آيد .

در حاليكه در جريان نماز اين ماست كه اهميت مي يابد و من بودن انسان ( به عنوان مثال خودخواهي و تكبر او ) به فراموشي سپرده مي شود .

اما جالب اينجاست كه اشاره كنيم كه در اذكار نماز تنها يك جاست كه سخن از من به ميان مي آيد و آن زماني است كه بنده ناتوان در نهايت ذلت در مقابل پروردگار خود ، كرنش مي كند ( ركوع ) پس آن گاه خود را در مقابل آفريننده خويش به خاك مي اندازد و به سجده مي رود و نغمه سر مي دهد : سبحان ربي الاعلي و بحمده و سجده در روايات بالاترين مرتبه قرب نمازگزار ، به پروردگار معرفي شده است . (60)

و شايد سخن گفتن از من در لحظاتي سرشار از خشوع و هنگام افتادن به خاك و فلسفه آن كه سجود نزديكترين لحظه بنده به خدا معرفي شده است . اين نكته باشد كه من را بايد از ميان برداشت و به خاك سپرد تا به او نزديك شد . به قول ملامحسن فيض كاشاني (ره) :

تا من بودي ، منت نمي دانستم
چون من شدم از ميان ، تو را دانستم

نكته بيست و نهم: تاثير نماز بر ثبات شخصيت:

ربنا افرغ علينا صبرا و ثبت اقدامنا

پروردگارا ! صبر و شكيبايي را بر ما فرو ريز و قدمهايمان را ( در زندگي ) ثابت و پايدار نما .

( سوره مباركه بقره ـ آيه شريفه 250 )

شخصيت در تعريف روانشناسي و روانپزشكي ، معرف مجموعه اي از صفات ، رفتارها ، افكار و تمايلات عاطفي و هيجاني هر فرد مي باشد ، كه او را از ديگران متمايز مي كند .

دانش امروز ، عوامل شكل دهنده شخصيت انسان را در دو گروه دروني و بيروني ، طبقه بندي مي نمايد . صرفنظر از عوامل دروني و جسمي تاثير گذار بر روي شخصيت ( از جمله مسائل ژنتيكي ، وضعيت فيزيكي و ظاهري بدن ، مسائل هورموني و شيميايي و .. ) عوامل بيروني

( محيطي ) نقش عمده اي را در شكل دادن به شخصيت انسان ، ايفا مي كنند.

اين عوامل بيروني شامل :

1. تاثير والدين و خانواده

2. عوامل فرهنگي ـ اجتماعي

3. تجارب زندگي مي باشند (61) و تاثير هر كدام از اين عوامل بر شخصيت انسان توسط مطالعات متعدد پژوهشي به اثبات رسيدده است . (62)

با توجه به نقش اين عوامل متعدد ، بر روي تشكيل شخصيت ، مي توان رسيدن به ثبات شخصيت و برخورداري از آرامش و پايداري شخصيتي را يكي از ايده آلترين ، خواسته هاي بشري دانست ،چرا كه وجود ناهنجاري در هر كدام از عوامل شكل دهنده شخصيت مي تواند اثرات فاجعه آميزي مثلا به صورت اختلالات پيچيده و متعدد شخصيت به بار آورد ، كه از جمله اين اختلالات به سه نمونه در نكات پيشين اين مجموعه مقالات و تاثير نماز در رفع آنها ، اشاره شده است .

اما بي ثباتي شخصيت ( پسيكوپاتي ) كه گاهي از اصطلاح آن در ممالك غربي براي برچسب زدن به مخالفان سياسي و مذهبي نيز استفاده مي شود (63) ، دلالت بر يك نوع شايع از اختلال شخصيت دارد كه مبتلايان به آن از تغييرات دائمي حالات و رفتارها و افكار رنج مي برند ، به نحوي كه هر لحظه به رنگي در مي آيند و نغمه جديدي ساز مي كنند !

اين بيماران كه بدون آن كه با عنوان بيمار شناخته شوند و به وفور در جامعه حضور دارند ، كساني هستند كه از كمترين درجه سازشكاري و انطباق در خانه ، مدرسه محل كار يا حتي در امر ازدواج برخوردارند ، بعنوان مثال به تغيير مكرر شغل مي پردازند يا گروه و جناح سياسي خود را پيوسته تغيير مي دهند .

مبتلايان به اين اختلال كه در جامعه ايراني با ع ناويني چون بوقلمون صفت ، عضو حزب باد ، دمدمي مزاج و .. معرفي مي شوند در واقع از بيماري بي ثباتي عمومي شخصيت رنج مي برند .

با اين كه موارد درماني متعددي در كتب روانپزشكي براي درمان اين بيماران ليست مي شود ( از جمله اين كه در دارو درماني گروهي از اينان كه دچار اختلال ريتم مغزي هستند از داروهاي محرك دستگاه عصبي استفاده مي گردد ) اما از ديدگاه ما ، نماز باز هم مي تواند ايفاگر نقش بسيار مهمي در پيشگيري و درمان اين اختلال عميق شخصيت باشد .

پذيرفتن مطلق و تسليم در مقابل يك دين و پيروي از يك مذهب و پيمودن يك راه كه همانا صراط مستقيم است ، ويژگي مهم و برجسته نمازگزاران است . نمازگزار ضمن تكرار مكرر يك مجموعه از الفاظ و اذكار واحد در طي نمازهاي روزانه خود ، پيوسته يك عقيده واحد و يك خط مشي مشخص را در زندگي خود دنبال مي كند و بدين ترتيب گويي يك شخصيت ثابت و يك روش و منش معين و يك ايدئولوژي هميشگي را براي خود انتخاب مي نمايد و در حين تكرار جزء به جزء اصول اساسي ايدئولوژي خود در نماز ( كه همگي آن اصول در مضامين نماز متجلي است ) پيوسته به تثبيت شخصيت واحد و ثابت خودمي پردازد ، بدين ترتيب براي آن گروه كه نماز را تكرار مكررات مي دانند شايد توجه به همين يك نكته كافي باشد ، كه در وراي همين تكرار هميشگي ، موهبت بزرگ ثبات شخصيت و تعادل كامل رواني نهفته است كه مي توان آنرا به نوعي سر منشاء تمام موفقيت هاي بشري در عالم ماده ومعنا دانست . (64)